در آغوش شهادت

در آغوش شهادت

شهید "محمدجعفر آقاعلی عطــاران" در توصیف عشق شور زرمنده ها چنین نوشته است: بر لبان بچه های جبهه ذکر خدا و لحظه شماری برای به آغوش کشیدن شهادت را میبینی. من هم در این بین هاج و واج مانده ام. شخصیت هایی را که تنها در سخنرانی ها و مقاله ها می یافتم در اینجا میبینم.
نگذارید كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند

نگذارید كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند

شهید "ارسلان اوجانی" در وصیت به خانواده و برادران دینی خود چنین نوشته است: از همه مى خواهم كه براى من اشك نريزند، در عوض راهم را ادامه دهند و نگذارند كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند. من اين راه را در كمال آزدى و با شور و علاقه فراوان، با چشم باز انتخاب كردم.
مادر، به جبهه آمدنم افتخار کن

مادر، به جبهه آمدنم افتخار کن

شهید "حسن افضلی" در نامه به مادرش چنین می نویسد: مادرم از اینکه من به جبهه آمده ام شما هیچ ناراحت نباش؛ بلکه خوشحال و سربلند باش و افتخار کن که چنین فرزندی را به امام و در واقع به همان صاحب اصلیش هدیه کردی؛ اگر شایسته باشم و لیاقتش را داشته باشم.
شهادت سعادتی ابدی ست

شهادت سعادتی ابدی ست

شهید "محمدجعفر اژدری راد" در وصیت نامه اش چنین نوشته است: عزت، شرف و انسانيت در سايه پیروى از خط خونينِ سرور شهيدان، حسين بن على(ع) است كه شهادت را بر زندگى ننگين ترجيح داد. اميدوارم كه خدواند بزرگ توفيق رفتن اين راه را به اين حقير مرحمت فرمايد و شهادت، اين سعادت ابدى و باقى را نصيب ما نيز بفرمايد.
کسی که هیچ گاه فراموشت نخواهد کرد...

کسی که هیچ گاه فراموشت نخواهد کرد...

وجود برادر از ارزشمندترین دارایی های هر مرد است. گاهی حرف هایی هست که تنها می شود به یک نفر گفت؛ برادر تکیه همیشگی ست. شهید "یوسف ابراهیم پورزند" در نامه به برادرش از حمله ای می نویسد و از او می خواهد که کسی را از آن مطلع نسازد چرا که ممکن است باعث نگرانی آنها شود.
باز در کانون گرم خانواده گرد هم خواهیم آمد...

باز در کانون گرم خانواده گرد هم خواهیم آمد...

شهید "محمد بستان منش نیک" در نامه هایش به خانواده از تنگی خود می نویسد. در انتهای تمام نامه هایش آرزو کرده و امیدوار است که باز هم کنار هم جمع شوند و از دلتنگی در آیند.
۳
آرشیو