ناگهان شهید که آن زمان تنها هفت سال نداشت قهرمانانه قدم بجلو گذارده و تقبل میکند
این نوارها چگونه تاثیر خویش را در بین سربازان و حتی درجه داران داشته است

خاطره

وهوالعلیم

نام  :احمد
نام خانوادگى  :عبدالحسينى‌قمى
نام پدر :اكبر
تاريخ‌تولد  :14/09/1352
ش.ش   :7423
محل‌صدورشناسنامه   :تهران
 تاريخ شهادت  :28/01/66

خاطرات شهید احمد عبدالحسین قمی از زبان والده آن بزرگوار و بسیجی دلاور. اوائل شروع تظاهرات و رویارویی امت مسلمان با دژخیمان شاه معدوم در سالهای 58-57 بود که دائی شهید بنام حجه الاسلام حکمت خصال (جزو روحانیت مبارز تهران) در یکی از مجالس و سخنرانیها راجع به تاریخ اسلام و جنگ مابین اعراب صدر اسلام و خسرو پرویز ضمن تشریح چگونگی جنگ مزبور به نقد مسائل روز و توجه دادن امت مسلمان علی‌الخصوص ارتشیان رژیم حکومتی پرداخته و بر علیه ستمگران حکومتی سخنرانی مدونی را طی یک نوار ارائه داده بودند.

ناگفته نماند روحانی مزبور که دائی شهید احمد عبدالحسین قمی بود ضمن درخواستی از مردم خواهان پخش نوار در سطح پادگانها و مراکز انتظامی شده بودند که به این واسطه تعداد چهل نوار کاست همراه گل و شکلات بسته بندی شده وبدنبال راهی و طریقی بودند که چگونه این چهل بسته بین سربازان و مراکز انتظامی آن زمان پخش گردد که ناگهان شهید که آن زمان تنها هفت سال نداشت قهرمانانه قدم بجلو گذارده و تقبل میکند بسته‌های مزبور را پخش کند و از همان زمان به تقویت ریشه‌های انقلاب اسلامی در شرکت خویش پرداخته بود. بهرحال روزی اینجانبه همراه پسرم احمد به سر خیابان (خیابان شهرزاد) جاده سوم شهرری رفته و تمامی بسته‌ها تحت عنوان شیرینی و در بین سربازان حکومت نظامی توسط آن شهید پخش میشودکه بعدها پس از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی دو تن از سربازان به محل مزبور آمده و ابراز مینمودند که این نوارها چگونه تاثیر خویش را در بین سربازان و حتی درجه داران داشته است این مسئله بعنوان یکی از خاطرات شهید احمد عبدالحسین قمی ارائه میشودودر آخر باید بگویم زیربنای اعتقادی آن شهید همین سن که در وصیتنامه خویش از خداوند میخواهد که در کنار حضرت صاحب الامر (عج) خدمت کند.

منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده