مروری بر زندگینامه شهید علی اصغر آریا چهر
او عاشق شهادت بود و در مصاحبه‌اي كه با ايشان انجام داده بودند در جواب سؤالي درباره شهادت با حسرت گفته بود، خمپاره خودش ميداند چه كسي را انتخاب كند.
بمناسبت سالروز عروج ملکوتی شهید علی اصغر آریا چهر مختصری از زندگینامه این شهید و الامقام را مرور می کنیم.

شهید علی اصغر آریاچهر نهم ديماه سال یکهزار و سیصر و سی دو ، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش علي اوسط، كادر ارتش بود و مادرش، ام كلثوم نام داشت. تحصيلات ابتدائي خود را تا كلاس پنجم در شهرهاي سلماس و پيرانشهر طي نمود و پس از مهاجرت خانواده‌اش به تهران تحصيلات خود را تا اخذ ديپلم در اين شهر دنبال كرد. در سال 1352 به استخدام نيروي هوائي در آمد و بر اثر هوش و استعداد سرشارش براي طي دوره سيستم هاي ناوبري هواپيما به خارج از كشور عزيمت كرد و پس از طي موفقيت آميز دوره ده ماهه به وطن بازگشت، در سال 57 در كنكور سراسري شركت نموده و در رشته زبانهاي خارجي قبول و بعد از ظهرها به تحصيل در دانشگاه پرداخت.
در همين سال كه اوج شكوفائي انقلاب اسلامي بود با همفكران خود در نيروي هوائي به فعاليتهاي انقلابي و ضد رژيم پرداخت و نوزدهم بهمن سال 57 با اشتياق فراوان همراه ديگر برادران نيروي هوائي از طاغوت گسسته وبه مردم پيوست و با رهبر كبير انقلاب بيعت نمود.
پيروزي انقلاب در او نيز انقلاب عجيبي ايجاد كرد. قبل از شروع جنگ تحميلي در نهادهاي انقلابي نيروي هوائي مانند گروه ضربت و انجمن اسلامي فعاليت چشم گيري داشت كه با شروع جنگ تحميلي به چند برابر رسيد پس از مدتي بر اثر صداقت و دلسوزي به سرپرستي گروه ضربت پادگان انقلاب گمارده شد و به محض اطلاع از نياز جبهه‌ها در سال 1359 داوطلبانه عازم جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شد.
پس از بازگشت از جبهه سنت الهي ازدواج را جاري ساخت و در سال 1360 ازدواج کرد و پس از آن در جهت خودكفائي برای تشکیل دوره آموزشی رادار ناوبري هواپيما همت گماشت. با جديت تمام دوره را تشكيل داده معلميني را هم براي آن آموزش داد و سپس براي بار دوم در اواخر سال 1360 به نبرد با كفار بعثي شتافت.در اين ماموريت شهيد آرياچهر از ناحيه سينه مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفته و براي معالجه به تهران آمد.
او عاشق شهادت بود و در مصاحبه‌اي كه با ايشان انجام داده بودند در جواب سؤالي درباره شهادت با حسرت گفته بود خمپاره خودش ميداند چه كسي را انتخاب كند.
 در اين زمان بود كه خداوند اولين و آخرين فرزند را بنام نامي محمد (ص) به او عطاء كرد. با همه علاقه خود به زن و فرزند براي تكميل ماموريت پس از كسب بهبود نسبي به جبهه بازگشت.
 پس از پايان ماموريت با زن و فرزند خود به مشهد مقدس جهت زيارت حضرت رضا (ع) عازم شد بعد از بازگشت از زيارت و سپري شدن ماه مبارك رمضان در حالي كه هنوز خستگي ماموريت قبلي از تنش در نيامده بود با فرمان امام مبني بر عزيمت جوانان به جبهه‌ها بي درنگ براي بار سوم داوطلبانه به نبرد با كفار كمر همت بست. اين بار با شتاب زايدالوصفي در مدت كمتر از يك هفته از طريق بسيج مستضعفين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و به همراهي يكي از همرزمان هميشگي‌اش عازم جبهه‌ها گرديد.
اين شتاب آغاز حركت او بسوي الله بود با همين شتاب كمتر از يك هفته پس از اعزام به عنوان همافر سوم نهاجا هشتم مرداد ماه سال 1361 در جبهه كوشك  بر اثر اصابت ترکش خمپارهبه درجه رفیع شهادت نائل گرديد. پیکر پاک شهید در بهشت زهرای تهران آرمیده است.

خصوصیات بارز اخلاقی

او هميشه و در همه حال بياد خدا بود، نعمتهاي دنيوي را وسيله‌اي براي آزمايش اشخاص ميدانست در اين رابطه در نامه‌اي به خانواده‌اش مينويسد شما سعي كنيد هميشه رضاي خدا را در نظر بگيريد و زندگيتان فقط در بند مال و دنيا نباشد چرا كه دنيا در مقابل آخرت هيچ ارزشي ندارد. در برخورد با مشكلات كاملاٌ خونسرد بود.
چهره‌اش هميشه خندان بود، نماز جماعت را خيلي دوست ميداشت و علاوه بر شركت مستمر خود ديگران را هم در همه  حال به رفتن مساجد و پركردن مساجد ترغيب ميكرد و براي تحقق فرمايش امام عزيزش مبني براهميت دادن به مساجد و پركردن آنها مجلس عروسي خود را در مسجد برگزار کرد. در انجام مستحبات و ترك مكروهات اهتمام بسزائي داشت؛ به سادگي دعاي كميل و نماز جمعه‌اش ترك نميشد. نماز شب را حتي در شبهاي نگهباني بر پا ميداشت.
در جبهه‌ها هميشه كارهاي سنگين و پر مخاطره را داوطلبانه بعهده ميگرفت. برای انجام امر بمعروف و نهي از منكر توجه خاصي داشت.
مالش را بي دريغ در راه خدا انفاق ميكرد. اكثر دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها را روزه بود. عامل تحریك ديگران براي رفتن به جبهه‌ها بود. او با عمل خود به ديگران قوت قلب ميبخشيد در بين دوستان و اعضاء خانواده مورد محبت فراوان بود و در دل همه جاي داشت اما هميشه خدا را از ديگران بيشتر دوست ميداشت. به همين علت هيچيك از اين محبت‌ها و علائق نتوانست سد راه او شود  و بالاخره دعوت معبودش را لبيك گفته و با شكوه تمام در حالی که فریاد الله اکبر از دهان پرخونش در آسمان کربلای ایران طنین افکنده بود، از كره خاكي به عالم ملكوت پرواز نمود.

 انتهای پیام/
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده