به مناسبت سی و پنجمین سالروز شهادت شهید سید علی موسوی زندگینامه و وصیتنامه شهید والامقام را مرور می کنیم.

شهید سید علی موسوي، بيست و پنجم مهر 1338، در نائین چشم به جهان گشود. پدرش سيدجلال، خوار و بار فروش بود و مادرش،شهربانو نام داشت. او در اوائل كودكي به حسينيه اي كه روبه روي خانه ايشان بود مي رفت و آنجا مسائل ديني را فرا مي گرفت و نداي يا مهدي يا مهدي سر ميداد. مادر شهید می گوید: "او از ابتدا راه خود را انتخاب کرده بود"؛ از كودكي عاشق امام زمانش بود و راهي را كه آن حضرت به پيروان خاص خود نشان مي داد را طي نمود . تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. بسیار زرنگ و باهوش بود. با تلاش زياد درس خود را در پايه دوم نظري به اتمام رساند و بعلت شرايطي كه در زندگي به وجود آمده بود مجبور به ترك تحصیل شد و به کار تابلو نويسی مشغول شد. او در خانه الگويي شده بود براي افراد خانواده و اكثر شبها به مطالعه كتابهاي ديني مخصوصا كتابهاي شهيد دستغيب و شهيد مطهري كه با مطالعه چنين كتابهايي بود كه خود نيز به آنها پيوست و در جوار آنها حاضر شد . با شروع حملات جنگ تحمیلی و با صدور فرمان امام مبنی بر تشکیل بسیج بیست میلیونی، بعلت کم بودن سن جهت پذیرش، شناسنامه خود را دستکاری کرد و با یک نسخه کپی برای ثبت نام در بسیج سپاه پاسداران به مسجد اقدام نمود.

در اولين ماموريت كه در تعطيلات نوروز بود با بسيج دانش آموزان به كرمانشاه (باختران) رفت تا دين خود را نسبت به انقلاب ادا نماید . براي دومين بار با گروه مقاومت سپاه پاسداران به جبهه اهواز رفت و در عمليات شركت كرد و چندين تير به پشت و پايش اصابت نمود و در بيمارستان اهواز بستري شد. بعد از اينكه مختصر سلامتي پيدا كرد وقتي به مرخصي آمد اصلا حرفي از زخمي شدنش با خانواده نگفت. براي سومين بار در تهران به ماموريت فرستاده شد و در آنجا با افراد مزدور دمكرات و كوموله و ساير مزدوران به نبرد پرداخت .

مادر شهيد مي گويد: "ساعت 3 بامداد من از خواب بيدار شدم كه ديدم اين شهيد وضو گرفته مي خواهد به نماز بايستد و بعد از نماز قرآن تلاوت مي كرد و به من نگاه مي كرد و مي گفت مادر جان بنشين تا برايت بگويم؛ گفتم: مگر تو خواب نداري؟ گفت: مامان اگر چيزي به شما امانت بدهند كه خيلي دوستش دادي اگر صاحبش بخواهد آنرا بگيرد آيا امانتي را به او پس مي دهيد من گفتم بله پسرم با دو دستم به او تقديم مي كنم؛ سپس شهيد گفت: مادر جان پس خودت را براي تنهايي آماده كن و خود را بساز كه ما همه امانتي هستيم نزد شما سعي كن مانند حضرت ليلا علیها السلام باشي .

از جمله خصوصيات شهید این بود كه با لب خندان و خوش رو با دیگران مواجه می شد. همسنگرش می گوید: در آخرين باری كه به جبهه اعزام شد در شب حمله والفجر تركشي به پايش اصابت كرد اما اهميتي نداد و پايش را با چيزي بست تا خونش بند بيايد و سپس به حمله ادامه داد تا اینکه تركشي به سرش اصابت کرد و سيزدهم مرداد 1362، در فکه به فیض شهادت نائل آمد.

با سلام و درود به امام زمان عليه السلام و نائب بر حقش امام خميني و ملت شهيد پرور ايران و با سلام و درود فراوان به نثار ارواح طيبه شهداي اسلام، از صدر اسلام تا بحال. با سلام به پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده ام اميد است كه شما اي پدر و مادر بزرگوارم و اي برادر و خواهر عزيزم كه از شهادت من هيچ غم و اندوهي به دل راه ندهيد و در شهادت من صبر و استقامت بخرج دهيد چون هر انساني بالاخره بايد از اين عالم به عالم ديگري برود و اين جا محل گذر است و همانطور كه در قرآن سوره بقره مي فرمايد الذين اذا اصابتهم مصيبه قالو انالله و انا اليه راجعون و اين آيه مي گويد آنانكه چون به حادثه سخت و ناگوار ي دچار شوند صبوري پيش گرفته و گويند ما به فرمان خدا آمده و بسوي او رجوع خواهيم كرد . و مرگي كه بالاخره گريبان گير انسان مي شود چرا انسان كاري نكند كه عاقبت مرگش و آخر زندگيش شهادت در راه خدا نباشد ؟

امير المومنين علي عليه السلام در نهج البلاغه مي فرمايد اكرم الموت القتل في سبيل الله يعني بهترين مرگها شهادت در راه خدا است اميد با اين مطالب مختصري كه ذك شد از شهادت من ناراحت نباشيد ولي درست است كه براي هر خانواده اي سخت است ولي عاقبت چه آيا من اگر شهيد نشوم در اين دنيا ماندني هستم بايد گفت خير هر انساني بايد بميرد منتها يكي زودتر و ديگري ديرتر و چه بهتر كه اين مرگ در راه خدا و براي خدا و شهادت باشد . همانگونه كه امام خميني مي فرمايد شهادت ارثي است از اولياء الله به ما رسيده و بايد شهادت را گرامي بداريم و باز در سوره دوم قرآن كه مي فرمايد "كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسي ان تكر هوا شيئ و هو خير لكم" جنگ بر شما مقرر شد و آن مورد اكراه شما است و چه بسيار چيزهايي كه شما آنرا كراهت داريد در صورتيكه براي شما مفيد و سودمند است و بظاهر سخت و ناگوار و گويا در باره اين زمان است كه اكثرا ما اين جنگ را سخت و ناگوار مي دانيم ولي آنچه كه از قرآن معلوم مي شود خير آنگونه که ما فكر مي كنيم نيست و از هر لحاظ سودمند است و باعث بيداري ما ملت از خواب غفلت مي شود و باعث يك امتحان جزئی ما ملت مي شود كه يك مقدار مشخص بشود كه چه هستيم؟ و چه بوديم؟

باز تكرار مي كنم كه همه بايد از اين دنيا برويم و چيزي كه از انسان به يادگاري مي ماند يك خوبي و يك بدي است كه در اين دنيا انجام داده است و باز در قرآن مجيد سوره بقره مي فرمايد : "و با لوالدين احسانا و ذي القربی و اليتامی و المساكين" كه مي فرمايد: و احسان و نيكی كنيد به پدر و مادر و نزدیکان و يتيمان و فقرا و بالاخره همه را از خود خشنود كنيد تا خدا از شما خشنود باشد ولي من خوبي كه نكردم هيچ موجبات ناراحتي شما اي پدر و مادر و اي برادر و خواهر عزيز را هم فراهم كردم و اميد است كه در اين آخر عمر مرا حلال نماييد و از همه شما حلاليت مي طلبم و طلب دعا و آمرزش مي كنم و همانگونه كه رسول اكرم مي فرمايد "اذا مات العبد قال الناس ما خلف و قالت الملائكه ما قدم" . وقتي بنده اي مي ميرد مردم مي گويند چه بجا گذاشت و ملائكه گويند چه همراه آورده است و آنكه مردم مي گويند همان خوبي و بدي انسان است و كارهائيكه انسان در مدت زندگيش انجام داده است و آنكه ملائكه مي گويند عمل انسان است كه يا خوب است و يا بد و اگر انشاءالله خوب باشد كه خوب و پاداش آن را مي بيند كه خوشا به سعادت آن انسان و اگر هم خداي نكرده بد باشد كه ديگر واي بحال آن طرف؛ و چيزي كه انسان مي تواند از اين دنيا با خود ببرد همان عمل انسان است و بس.

انتهای پیام/

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده