نامه شهید "علی عسگری"
شهید علی عسگری فرزند علی اصغر متولد پنجم خرداد 1319 در شهر اراک است. در دوم اسفند ماه سال 1362 به شهادت رسیدند. وی متاهل و صاحب 2 دختر و 6 پسر بودند. پیکر ایشان به مدت 10 سال مفقود بود.

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان که دلهای ما از یاد او قوت گرفت وبا سلام بر مهدی موعود (عج) امید محرومین جهان و تکامل دهنده راه انبیاء و با سلام بر نایب برحقش بت شکن قرن امام خمینی رهبرکبیرمان و با سلام و درود بیکران بر شهدای اسلام از کربلای حسین(ع) گرفته تا شهدای انقلاب و کربلاها مکرر ایران علی الخصوص شهدای جنگ تحمیلی بالاخص شهدای عملیات والفجر بحضور خانواده گرامی محترم و همسر مهربانم و فرزند قهرمانم بهنام جان رسیده ملاحظه فرمائید. اولاً سلامتی شماها را از خداوند تبارک و تعالی خواستارم و بر دعاگوئی عزیزانم مشغول هستم و ثانیاً اگر از احوالات اینجانب مخلص خودتان علی عسگری را خواسته باشید بحمدالله سلامتی حاصل است و ملالی در بین نیست جز دوری دیدار روی مبارکتان آنهم امیدوارم که انشاءالله بزودی زود با پیروزی تازه گردد باری بخدمت ننه سید خانم خیلی خیلی عرض سلام میرسانم و ازش خواهش میکنم که ناراحت نباشد انشاءالله راه کربلا را باز میکنیم برود زیارت. بخدمت یداله دائی با خانواده عرض سلام میرسانم، بخدمت زهرا خانم و مهدی جان خیلی خیلی دعا سلام میرسانم، و درضمن آدرس منزلشان را نمی دانم نامه بنویسم و آدرس حمید هم برایم بنویسید بخدمت اکبر آقا با خانواده سلام میرسانم، بخدمت عباس آقا با خانواده سلام میرسانم، بخدمت عمو رضا دعا و سلام میرسانم، بخدمت هادی با خانواده و محرم با خانواده دعا و سلام میرسانم، بخدمت نوش آفرین با بچه‌هایش دعا و سلام میرسانم، و بچه هایش را از راه دور می بوسم بخدمت آقای حسین و آقا رضا با خانواده سلام میرسانم، بخدمت آقا عمو با خانواده عرض سلام میرسانم. بخدمت همه قوم و خویشان جمعاً سلام میرسانم. بعد بچه ها خدیجه جان و شکراله جان و فرشته جان و معصومه جان و مجید جان و جوادجان و مسعودجان و مخصوصاً محسن جان را از طرف من ده دفعه ببوسید ودلم برای همه تان یک ذره شده بالاخص برای مسعود و محسن دارد میترکد ولی چه کنم عاشقم عاشق راه خدا و پس از تمامی پرحرفیها نامه های پر مهر و محبت شما ها رسید و کارت های قشنگ شما عزیزانم و مخصوصاً عکسهای دو گلدسته ام مسعود و محسن خیلی خیلی شادم کرد خدا همه شماها را شاد کند انشاءالله و بهنام جان نوشته بودم از مدرسه ات برایم بنویس ننوشته بودی لطفاً حتماً بنویس. خدا نگهدار

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار