خاطره ای از شهید "علیرضا عسگری"
اخلاص اخلاق و ایمان شهدا گوهرهایی نایاب است که شاید بیان آن در چند سطر غیرممکن باشد. علیرضا نیز از کاروان این خوبان است...
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ خاطره ای از شهید علیرضا عسگری

یک روز که از جبهه بازگشته بود سر و صورتش را خونین دیدیم پرسیدم چه شده؟ با خنده گفت چیزی نیست پس از اصرار فراوان متوجه شدیم که اتومبیل آنها در راه اندیمشک و دزفول تصادف کرده است دوستانش زخمی شده و علیرضا نیز از ناحیه صورت مجروح شده بود با وجود این پس از 2 روز آماده شد و به جبهه‌ها بازگشت.

مادر شهید علیرضا هیچگاه مهربانی صبوری و گذشت و اخلاق این شهید 20 ساله را فراموش نمیکند. میگوید بسیار وقت شناس بود و شرایط را درک میکرد در کارهای منزل کمک مادر بود و گویی حرکات و رفتارش برای سایر خواهر و برادرانش الگو و سرمشق بود. از جبهه که برمیگشت برای منزل خرید میکرد و وقتی در جبهه بود همیشه جای خالی او حس میشد.

برادر شهید هیچگاه پشتکار علیرضا را فراموش نمیکند میگوید در سال دوم راهنمایی بود که برای حفظ میهن به جبهه‌های مقدس عازم شد در سال 1362 در پادگان امام حسین(ع) به مدت 45 روز آموزش عمومی را گذراند و از همانجا به کردستان اعزام شد. 9 ماه در سقز انجام تکلیف میکرد و مسئول تبلیغات گردان جندا... بود و در عملیاتهای پیش مرگان کرد شرکت کرد.

علیرضا همیشه از مردم فقیر شهرهای سقز، بوکان و سنندج یاد میکرد که چطور کوموله و دموکرات بر آنها تسلط دارند. از آنجا که شهدا جبهه را دانشگاه سازندگی و علم و معرفت را لازم و ملزوم میدانستند، از جبهه کردستان به تهران مراجعت و به عضویت تیپ زرهی 20 رمضان لشکر 27 محمدرسول ا... درآمد و به جبهه جنوب اعزام شد و مدت 3 ماه دوره توپخانه زرهی و تانک را در جبهه گذراند و به عنوان مسئول دسته تانک انجام وظیفه میکرد.

این تیپ زرهی از جبهه جنوب به غرب (مهران) نقل مکان کردند. و در مدت دو سالی که در این تیپ مشغول به خدمت بود ادامه تحصیل داد و به صورت جهشی هر 3ماه یکبار در امتحانات مجتمع رزمندگان پشت جبهه(خط دوم) شرکت میکرد و مقاطع سوم راهنمایی، اول متوسطه، دوم متوسطه و سوم متوسطه را با موفقیت پشت سرگذاشت و برای امتحانات سال آخر دبیرستان ثبت نام کرد و تعدادی را امتحان داده بود که عملیات مهران آغاز شد.

علیرضا قبل از شروع این عملیات 48 ساعت به مرخصی آمد. هنگام خداحافظی به او گفتیم شما تکلیف خود را انجام داده‌اید بمانید و درس را ادامه دهید. این شهید میگفت تا آخر جان از اسلام دفاع خواهیم کرد و اگر از این عملیات زنده بیرون بیاییم حتماً مدرک دیپلم خود را گرفته و به تحصیل ادامه خواهم داد.

همرزمانش میگویند علیرضا در عملیات مهران به روی سکو آمد یک دستگاه ایفای عراقی را که حامل 20 نفر سرنشین بود مورد هدف قرار داد از تانک پیاده شد تا با دوربین از روی خاکریز صحنه را مشاهده کند که خمپاره‌ای در کنار او اصابت میکند و پس از اصابت ترکش به قلبش به شهادت میرسد.



منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده