خاطره ای از "شهید محمد عسگری قهی" از زبان مادرشان
اردیبهشــت 1335 در شهرســتان تهران چشم به جهان گشــود. پدرش علي و مادرش مرضیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایــی درس خواند. ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. و بیست نهم مرداد 1358 در پاوه توســط گروه های ضدانقلاب به شهادت رســید. مزار او در گلزار شهدای همان شهرستان واقع است.
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ خاطره از زبان مادر شهید محمد عسگری قهی:

از قبل از پیروزی در تظاهرات و پخش اعلامیه های حضرت امام و مبارزات فعالیت های زیادی داشت و چون تنها فرزند خانواده و تازه داماد بود هر وقت که دیر به منزل می آمد بسیار نگران می شدیم. یک شب که نسبت به شب های دیگر دیرتر به منزل آمد من و پدرش به او اعتراض کردیم که تو به غیر از ما باعث نگرانی و ناراحتی همسرت که باردار هم هست می شوی و به خاطر این کار پیش خدا مسئول خواهی بود.

او با تعجب نگاهی کرد و گفت آیا ما مسلمان نیستیم؟ گفتیم بله هستیم. گفت خب اسلام که منحصر به نماز و روزه نیست. مگر آن حدیث مشهور را
نشنیده اید که اگر کسی فریاد مسلمان مظلومی را بشنود و او را یاری نرساند مسلمان نیست. در این زمان مردم ما که گرفتار ظلم و جور کافران و منافقان هستند آیا ما وظیفه ای در قبال آنها نداریم؟ مثلاً در کردستان که گروهک های کومله و دمکرات جنایت می کنند و زنان و بچه های بی دفاع را قتل عام
می کنند و پاسداران ما را سر می برند شما انتظار دارید که من و امثال من که خود را انقلابی و پیرو خط امام می دانیم بی تفاوت باشیم؟ و به صرف اینکه تنها فرزند خانواده هستم و یا تازه ازدواج کرده ام این مسئولیت بزرگ از من سلب می شود؟ نه اینطور نیست این دفاع مقدس وظیفه تک تک جوانان سلحشور و انقلابی این آب و خاک است و اگر در این راه توفیق شهادت هم نصیب ما شد، علاوه بر عزت دنیا سعادت آخرت را هم کسب کرده ایم و شما هم همیشه مرا به عنوان امانت خدا بدانید و اگر در راه خدا شهید شدم نباید ناراحت بشوید چون این عزت و افتخار تنها برای من نخواهد بود و نصیب شما هم خواهد شد.

در ضمن وصیت هایش در مورد حجاب تأکید فراوان داشت.


منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده