زندگینامه شهید مجتبی عظیمی منتشر شد
شیهد مجتبی عظیمی فرزند محمد، متولد آبان سال 1349 در شهرســتان تهران چشــم به جهان گشود. تا راهنمایی درس خواند و به فرا گیری زبان نیز پرداخت. در منطقه فاو زمانی که برای آوردن آب رفته بود، در راه برگشت مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و شهید شد.
شهید آب و آتش/ تاریخ شهادت ها با هم نمی خواند......

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ زندگینامه شهید مجتبی عظیمی/ بیست و سوم آبان 1349 در شهرســتان تهران چشــم به جهان گشود. پدرش محمد، کارمند بود و مادرش اعظم نام داشــت. تا پایــان دوره راهنمایي درس خواند. به عنوان بســیجي در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم دی 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شــهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

مجتبی هفت سالگی به دبستان 17 شهریور (25 شهریور سابق) رفت و از سال دوم ابتدایی به مدرسه معرفت واقع در منطقه 12 تهران پا گذاشت و در کنار درسهایش با زبان انگلیسی نیز آشنایی یافت. در ضمن تحصیل در مدرسه راهنمایی مدرس منطقه 12، به همکاری باکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پرداخت. در سال سوم راهنمایی با منطقه­ ای شدن ثبت نام مدارس به مدرسه راهنمایی مصطفی خمینی مصطفی زمانی سابق منطقه 14 رفت و سال اول تجربی را در دبیرستان دهخدا مجاور مدرسه راهنمایی مصطفی خمینی در بلوار ابوذر درس خواند.

مجتبی با اخلاق و رفتار نیکویش همه دوستان و آشنایان راشیفته خود ساخته بود، بخاطر درک خویش از مسائل دیگران را تذکر می داد. در نمازهایش سجده های طولانی می نمود و با خدایش راز و نیاز می­کرد.

در دوران انقلاب، با آنکه سال چهارم دبستان را میگذراند، اما با شور و هیجان فراوان در راهپیمائی­ها شرکت مینمود. بعداز تشکیل بسیج مستضعفین بدان پیوست. پس از دیدن دوره 47 آموزش نظامی به مدت 45 روز در پادگان امام حسین (ع) به منظور مقابله با منافقان به شهر پوکان در کردستان اعزام گردید؛ در آنجا بعد از آشنایی به اخلاق و رفتار او، جهت تبلیغات انتخاب شد و در کنار کار رزمی، در برگزاری دعاهای توسل و کمیل و نماز جماعت بسیار فعالیت می نمود.

به منظور جبران عقب ماندگی درسی، ابتدا قصد داشت به جبهه باز نگردد ، اما برای آنکه بفهمد شهید می شود یا نه استخاره کرد که این چنین آمد: هر کس میمرد چه بهتر است که مرگ سعادتمندانه باشد؛ لذا با اولین کاروان به جنوب رهسپار شد و بعنوان امدادگر در عملیات والفجر هشت شرکت نمود.

سرانجام در سه راهی محتشم "فاو" شب بعد از عملیات، زمانی که خستگی رزمندگان اسلام را رنج می داد؛ او ظرف آب را برداشته و به جانب منبع آب در نزدیکی دشمن بعثی می رود؛ در برگشت گلوله تانک به او برخورد می کند و با قطع شدن یک دست، دو پا و نیمی از سرش، در بیست و چهارم دی سال 1364 خورشیدی به فیض شهادت نائل می گردد.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده