شهید مجتبی عظیمی، نوجوان شانزده ساله، در نامه اش به خانوده خود، به گرمی با هر یک از اعضای خانوده هر چند کوتاه صحبت میکند؛ وی یک ماه پس از این نامه به شهادت رسید.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ نامه شهید مجتبی عظیمی/ بیست و سوم آبان 1349، در شهرســتان تهران چشــم به جهان گشود. پدرش محمد، کارمند بود و مادرش اعظم نام داشــت. تا پایــان دوره راهنمایي درس خواند. به عنوان بســیجي در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم دی 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شــهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

نامه؛

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به تمامی شهیدان و با سلام به رزمندگان اسلام؛ اول با عرض سلام به پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که حالتان خوب باشد و به سلامتی زندگی را بگذرانید و امیدوارم که دعا برای رزمندگان یادتان نرود.

با عرض سلام به خواهر عزیزم، امیدوارم که حالت خوب باشد و درست را به خوبی بخوانی و در کارها به مادرت کمک کنی. سلام به منیره خانم امیدوارم که حالت خوب باشد و در کارهایت موفق باشی؛ و با عرض سلام به سمیه خانم، امیدوارم که حالت خوب باشد و در کارهایت موفق باشی. راستی مامان، سمیه و منیر درسشان را خوب میخوانند یا نه؟ راستی سلام من را به آقا جواد برسانید و بگویید که دعاگویش هستم. به عاطفه خانم سلام برسانید و او را از جانب من ببوسید. راستی حمید و احمد را پیدا کردیم و در حال حاضر در حال دیدن دوره غواصی هستیم؛ حمید و احمد سلام می رسانند و سلامتی شما را خواستارند؛ محمود هم سلامتی شما را خواستار است. سلام من را به خاله، دایی علی و ابوالفضل و محمود و غیره و بی‌بی برسانید. راستی من به عمو نامه نوشتم، اگر امکان دارد تلفن بزنید و بگویید که جایش عوض شده و به آدرس که روی نامه‌ام نوشتم جواب نامه را بدهند. مادر جان من از دور روی شما و پدرم را میبوسم.

به بابا سلام مرا برسانید، سلامتی او را از خداوند خواستارم.

والسلام.

65/9/21 ای نامه که میروی به سویش از جانب من ببوس رویش.


منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده