نامه شهید "جواد عظیمی نیا"
شهید جواد عظیمی، پس از گذشت روز ها در جبهه های جنگ اولین نامه خود را به خانواده اش مینویسد. او در نامه خود از حضورشان در دشت عباس و امکاناتشان برای خانواده اش مینویسد، که در ادامه میخوانیم:

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ نامه شهید جواد عظیمی نیا/ سیزدهم خرداد 1343، در شهرســتان تهران چشم به جهان گشود. پدرش محمدرضا، ابزار فروش بود و مادرش بشــري نام داشت. تا سوم متوســطه درس خواند. به عنوان بسیجي در جبهه حضور یافت. هفدهم اردیبهشت 1361، در شــلمچه بر اثر اصابت ترکش شــهید شــد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش قرار دارد. برادرش مهدي نیز به شهادت رسیده است.

نامه شهید؛

بسمه تعالی

پس از عرض سلام خدمت پدر و مادر و برادران و خواهر عزیزم، خبر سلامتی خود را به آگاهیتان می رسانم؛ البته خیلی خیلی می بخشید که حالا نامه نوشتم  و خیلی دیر است، ولی تقصیر نداشتم؛ چون وقت نداشتم و جایی نبود تا آنرا پست کنم. خوب حالتان چطور است؟ همه که سلامت هستند مخصوصا حسین  و لیلا؟

ما  الان در دشت عباس هستیم. جایمان خیلی خوب است روز اول که ما را به اینجا، یعنی دشت عباس، آوردند؛ خط اول بود و 3 یا 4 کیلومتر با دشمن بیشتر فاصله نداشتیم. تانکهای آنها را می دیدیم ولی فردای آنروز بدون آنکه به آنها حمله کنیم عقب نشینی کردند و تا مرزها پیش رفتیم.

 امروز که چهارشنبه است به ما می خواهند مرخصی بدهند. 1 روز یا 2 روز تا بعداز 7 یا 8 روزی که اینجا هستیم به حمام برویم. اینجا وضع غذا خیلی خوب است؛ ولی آب فقط برای خوردن است. برای شستشوی دست و صورت و طهارت نداریم الان دیگر از خودمان بدمان آمده.

ببخشید سرتان را درد آوردم. به مهدی بگویید که به خانواده علیرضا مشهدی تقی ، حسن جزینی و بهشتیان خبر دهد که حالشان خوب و سلامت هستند.

خداحافظ به امید دیدار

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده