شهید سید جلیل عقیق فرزند سید باقر، متولد فروردین ماه 1339 در شهر اصفهان میباشد. پس از تکمیل تحصیلات خود به عنوان وظیفه سربازی به منطقه جنگی اعزام شد. در آنجا فرمانده دسته بود. در یکی از درگیری ها به جلو پیشروی کرد و پس از آن دیگر اثری از وی نشد.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ زندگی نامه شهید سید جلیل عقیق/ بیست و نهم فروردین 1339، در شهرســتان اصفهان چشــم به جهان گشــود. پدرش آقاســیدباقر، بنا و معمار بود و مادرش عفت نام داشــت. تا پایان دوره کارشناسي در رشته برق درس خواند. به عنوان ستوان دوم ارتش در جبهه حضور یافت. یکم بهمن 1366، در میمک توســط نیروهاي عراقي شهید شد. تاکنون اثري از پیکرش به دست نیامده است.

از تولد تا شهادت؛

سید جلیل  در محله احمدآباد از کوی گلزاری در خانواده ای مذهبی رشد یافت. خانواده ای با شش پسر؛ جلال، جواد، جمال، کمال، جلیل و جمشید. می خواستیم بچه هایمان نام های خوبی داشته باشد و نام معنوی و معصومین در خانواده حال و هوای خانواده را صفا ببخشد، از این جهت از این نام ها استفاده کردیم. جلیل دوران کودکی را در یک خانواده پرجمعیت گذراند. درسش را دوران ابتدایی در مدرسه‌ ای به نام رضا پهلوی سابق و نام فعلی «مسلم» گذراند. درس خیلی خوبی داشت؛ ضمن اینکه به بازیهای کودکانه همچنان با برادران خود مشغول بود. دوران راهنمایی وارد مدرسه "هرمز آرشی" شد و در آنجا هم درس خوبی داشت. سوم راهنمایی بود که یک روز رفتم مدرسه احوالش را بپرسم، تجدیدی آورده بود، اولیای مدرسه گفتند او را به دفتر نمی‌آوریم تا ناراحت نشود، گفتم علت اینکه جلیل تجدید شده چیست؟ شما درس نمی پرسید یا او نمی تواند درس بخواند؟ گفتند بچه آقایی است، خیلی مودب است، عیب ندارد تجدید شده در آینده جبران خواهد کرد.

در درس خواندن هم خودش زحمت می کشید هم ما به او کمک می کردیم. درسش هم واقعا خوب بود. رفیق های زیادی داشت، با بچه هایی که پدرانشان سرهنگ و سرلشگر بودند هم رفیق می شد؛ با بچه هایی که اهل بودند رفاقت می کرد. دوران دبیرستان را نیز در همان دبیرستان "هرمز آرشی" در رشته ریاضی فیزیک با موفقیت کامل سپری کرد؛ در این دوران اصلا نه کلاس خصوصی رفت و نه درسش ضعیف بود؛ در رشته برق فشار قوی تحصیل کرد. جلیل 18 ساله بود، دوران انقلاب مصادف با دوران دبیرستان او بود. او که در فعالیت های انقلاب و راهپیمایی ها حضور فعالی داشت. در جریان پیروزی انقلاب و تسخیر لانه جاسوسی حضور داشت و چراغانی می کرد. حتی یکبار که دیر به خانه آمد گفتم کجا بودی گفت لانه جاسوسی هستیم! دوران دبیرستان را نیز با موفقیت پشت سر گذاشت تا اینکه موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و در امتحان کنکور شرکت کرد. بدون کلاس خصوصی و غیره قبول شد؛ دانشگاه فنی مهندسی خواجه نصیر در رشته برق، چهار سال دانشگاه را هم با موفقیت کامل و مهندسی به انجام رساند و واقعا در هم کاری استاد بود. وقتی به منزل می آمد با تمام وسایل برقی و امور مهندسی مشغول به کار می شد؛ حتی به همسایگان و آشنایان کمک می کرد. بعد از اتمام دانشگاه چون سرباز بود، برای انجام وظیفه خدمت سربازی به سربازی اعزام شد و بعد از اتمام دوره های آموزشی و مقدماتی همراه با رفقا و همکلاسیهای خود به منطقه جنگی و منطقه میمک اعزام شدند. در آنجا جلیل مسئولیت فرمانده دسته بود که در آنجا فعالیت های زیادی با دسته خود و فرماندهان داشت و همیشه بعد از شهادت او رفقایش از او به نیکی یاد می کردند؛ می گفتند اهل عصبانیت نبود به همه احترام می گذاشت. در جبهه افسر وظیفه بود که برای کمک رساندن به همرزمان خود رفت ، خیلی اهل فعالیت بود و بطور خودکار اهل هنر خاص بود، آرزو داشت سر کار برود و درس بخواند و به مدارج بالا ترقی کند. به کارهای فنی خیلی علاقمند بود، اهل کمک به ضعیفان و مستمندان بود، مثلا یک خانمی است که من الآن به او کمک می کنم و جلیل هم آن زمان به او کمک می کرد. همسایه ها می گفتند افتخار کنید مادر، بچه شما با این بچه های سرهنگ و سرلشگر رفت و آمد دارد، در خانواده همه ما تابع او بودیم چون هنرمند بود و سر رشته هر کار فنی را در دست داشت. ماشین تعمیر می کرد، کار برفی می کرد با برادران خود هم می جوشید.

یک بار هم ترکش به چشم راست او خورده بود که مداوا شد و دکتر "کمال فرد" در درمان آن نقش بسزایی داشت.

آخرین بار باز هم به منطقه میمک اعزام شد؛ در آنجا همراه با دسته خود با عراقیها درگیر می‌شوند که اکثرا شهید می شوند و خیلی از همرزمان آنها به عقب برمی‌گردند، اما سید جلیل مقاومت می کند و به جلو پیشروی می کند که در همان منطقه مفقود می شود؛ تابحال هیچ اثری از او بدست نیامده است.

و من خودم او را به جبهه فرستادم و هنوز هم روی این مسئله با پدرش صحبت داریم یکبار خواب او را دیدم که به منزل دو طبقه خودمان در تهرانپارس آمده است. روحش شاد

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده