نامه ای از شهید "احمد علمداریان"
شهدا در بحبوحه جنگ، در میان خون و تیربار ها، اندک زمانی برای سخن با خانواده خویش می یافتند. شاید کوچک اما از بزرگنریت دلخوشی های آنها محسوب میشد. نامه آنان سرشار از خلوص و عطوفت است؛ با زبانی لطیف با خانواده خود سخن میگویند. در ادامه نامه ای از شهید گرانقدر "احمد علمداریان" میخوانیم.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ نامه شهید احمد علمداریان/ نوزدهم دی 1348، در شهرستان تهران چشــم به جهان گشود. پدرش ســیف الله، مســتخدم بود و مادرش کبرا نام داشت. تا دوم متوســطه در رشته تجربي درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پنجم مرداد 1367، در اسلام آبار غرب توسط نیروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به کتف و پهلو، شهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

نامه؛

با درود و سلام به محضر مقدس آقا امام زمان و نایب برحقش امام خمینی و با درود و سلام بروان پاک تمامی شهدا از صدر اسلام تاکربلای ایران.

پس از عرض سلام خدمت خانواده عزیزم امیدوارم که حالتان خوب باشد و همیشه در تمامی کارهایتان که رضای خداوند در آن است، پیروز و موفق باشید. اگر از احوالات این حقیر خواسته باشید، به لطف خداوند متعال خوب و سرحال هستم و هیچگونه کسالت و ناراحتی ندارم و دعاگوی شما عزیزان می‌باشم. راستی‌ حال محمدرضا چطوراست؟ امیدوارم که حالش خوب باشد و همیشه خنده بر روی لبهایش جاری باشد. مادرجان آن برگه آبی برای رانندگی من را پست کردید؟ در جواب نامه برای من بنویسید که پست کرده اید یا نه. خوب پدر و مادر عزیز دیگر بیشتر از این وقت شما را نمی‌گیرم و شما را بخداوند متعال می‌سپارم. خدانگهدارتان!

به همه فامیلها سلام برسانید. جواب نامه یادتان نرود.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده