شهید احمدی شهرابی در وصیت نامه خود مردم را به عدم تبعیت از خواهش ها و هوای نفسانی دعوت نموده است و رمز پیروزی در برابر وسوسه های خارجی را ابتدا غلبه بر هوای نفسانی می داند؛ ایشان چنین نوشته اند: براى يك لحظه هم كه شده فكر كنيم و بيانديشيم كه چقدر بت در بتكده دل مى‌پرستيم كه خود را رها كنيم؛ خود را آزاده كنيم و اين را بدانيد كه هر وقت بت هاى داخلى را توانستيد بشكنيد مى‌توانيد بتهاى خارجى را هم بشكنيد.

به گزارشنوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید حسن احمدی شهرابی، چهاردهم اسفند 1345 ، در شهرســتان تهران چشم به جهان گشود. پدرش رضا، راننده بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته عمران درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. نوزدهم تیر 1365، در قلاویزان مهران توســط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله شهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

در ادامه وصیت نامه ایشان را با هم می خوانیم؛

وصيت بنده حقير و محتاج درگاه حق تعالى، به خانواده و دوستان و بستگان،این است كه با توجه به اين وصيت نامه هاى شهداء راه آقايمان حسين (ع) را پيموده و ادامه دهند تا به كاروان آن بزرگوار برسند.

من گواهى مي دهم كه خدا يكى است و شريكى ندارد و خالق همه چيز و هر كسى هست، حضرت محمد (ص) فرستاده او و رسول اوست و براى هدايت مردم آمده است و على (ع) و يازده فرزند ديگرش جانشينان او و رهبر و پيشواى مردم هستند و خمينى بت‌شكن،اين مرد خدا، اين اسوه استقامت نائب به حق امام زمان (عج) است و بر همه واجب است كه تا پاى جان پيرو و تسليم آن زعيم القدر باشند.

من گواهى مي دهم كه روز قيامت وجود دارد و حق است و هر كس به اندازه ذره‌اى خوبى كرده باشد پاداش ،و هر كسى به اندازه ذره‌اى بدى كرده باشد، كيفر و عذاب خواهد ديد.

اى مردمان جهان، به شما مى‌گويم كه در زندگى بنده يكى باشيد، آن هم خداست و سعى كنيد واقعا بندگى كنيد؛ چرا كه بندگى كردن اين نيست كه در زبانم بگويم خدايا تو را مى‌پرستم، بلكه در آيه اى از قرآن خدا مى فرمايد:« آيا مردم چنين پنداشته‌اند بصرف اينكه ما به خدا ايمان آورديم رهايشان كنند و بر اين دعوى امتحانشان نكنند؟». بدانيد كه بايد بندگى كردن را به مرحله عمل برسانيم و دست از خودپرستى و شهوات و دنياپرستى برداريم. دل به اين دنيا خوش كردن، به مقام رسيدن، خود بزرگ دانستن و یا دل به زن و فرزند و خانه و زندگى بستن را كنار بگذاريم؛ اين ها را بايد بيرون بريزيم و بنده يكى باشيم و او را عبادت كنيم و به سوى او برويم كه غير از او كسى نيست و قلب و دلمان را از بت هائى كه خودمان ساختيم پاك كنيم؛ خود را از اسارت نفس آزاد كنيم. آن موقع است كه آزادى را حس مى كنيم و آنگاه از داشتن لذت مى بريم. براى يك لحظه هم كه شده فكر كنيم و بيانديشيم كه چقدر بت در بتكده دل مى‌پرستيم كه خود را رها كنيم؛ خود را آزاده كنيم و اين را بدانيد كه هر وقت بت هاى داخلى را توانستيد بشكنيد مى‌توانيد بتهاى خارجى را هم بشكنيد و هواهاى نفسانى را خفه كنيد تا در برابر غير خدا نلغزيد. پس برخيزيد و بلند شويد و با ذكر و ياد خدا و پرستش او و با سلاح لا اله الا الله و محمد رسول الله پيش رويد كه نيست خدائى جز الله ،نيست قدرتمندى جز الله ،چون تمامى قدرت ها قدرت اوست و قدرت او بى‌نهايت است.

آمريكا و شوروى هر چه قدرت داشته باشند، همه قدرت خداست پس خدايا تمام قدرت ها براى ماست؛ چون كه ما براى رضاى تو مي جنگيم، به فرمان تو مى‌جنگيم؛ «يدالله فوق ايديهم». پس به پيش برويد چون آموزنده تر از الله كسى نيست مهربان تر از خدا كسى نيست. پس اگر تا الان در خواب غفلت بوديد و غرق در گناهان بوديد توبه كنيد و به سوى او باز گرديد كه او توبه را قبول مى‌كند.

سخنى دارم با تمام برادرانى كه در كنارشان بودم؛ هيچگاه دست از امام عزيز برنداريد و يار و پشتيبان او باشيد. از برادران عزيز مى‌خواهم كه به يكديگر احترام بگذارند و مهربان باشند و احكام و اخلاق اسلامى را بخوبى فرا بگيرند. از شما مي خواهم همراه با روحانيون مبارز، با دشمنان داخلى و خارجى به ستيز برخيزيد و نبرد كنيد و يك لحظه هم از مبارزه دست برنداريد و از جنگ خسته نشويد.

از شما امت حزب الله مي خواهم كه امر به معروف و نهى از منكر را در جامعه برقرار نگهداريد و همديگر را نصيحت كنيد.

یازدهم اردیبهشت 1365

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده