وصیت نامه شهید "سعید ابراهیمی"
شهید ابراهیمی در وصیت نامه خود از کرم و بخشش خدای خویش با او سخن گفته و فضلش را برای بخشش خود از بار گناه می طلبد. ایشان دنیا پرستی را نهی کرده و می گوید آنچه در انتها برای ما می ماند یک کفن و نامه اعمال ماست.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید سعيد ابراهيمی، نوزدهم تیر 1365، در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش علیرضا و مادرش دختربس نام داشــت. تا اول متوســطه در رشته انســانی درس خواند. به عنوان بســیجی در جبهه حضور یافت. نوزدهم تیر 1365 ، در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش شــهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه ایشان به این قرار است: با سلام و درود به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج) ،امام المنتظر، حجت ابن الحسن عسگری (ع) حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف و نایب برحقش ، امام امت خمینی بت شکن؛

با سلام به آن عاشقان حقیقی و با سلام به پدر و مادر گرامی ام که به پای من رنج و زحمت کشیده تا مرا بزرگ کرده و بدین جا کشانده اند تا بتوانند هدیه ای ناقابل نزد خداوند تقدیم کنند.

با سلام به بچه های محل که امیدوارم هیئت شب های سه شنبه را فراموش نکنند؛ با درود به خدایی که ما را خلق کرد و مورد امتحان الهی قرار داد و نعمت هایش را برای ما فراوان کرد، تا ما بتوانیم در آسایش باشیم و در عوض ما او را ستایش کنیم؛ با درود به خدایی که ما را جزء مخلصین آقا امام حسین (ع) قراد داد تا بتوانیم راه آقا را ادامه داده و با جهاد در راه دشمنانش خود را مخلص و مطیع او گردانیم. خدایا شکرت که مارا جزء عاشقان خود قرار دادی و مطیع خودت کردی تا بتوانیم در امتحان الهی قبول بیرون بیاییم. خدایا این بنده حقیر را به فضل و کرمت از خود قبول بفرما. خدایا ما خیلی گناه کردیم اما تو از بس کرم داری، می دانم که ما را به درب خانه ات راه می دهی. اما من بیچاره باز زیر قولم می زنم و گناه می کنم. خدایا خودت ما را از دست هوس های شیطانی نجات ده. خدایا تو خوب خدایی هستی اما من گمراه هستم.

برادران این جلسه هایی را که دور هم تشکیل می دهید هیچ وقت فراموش نکنید و قدر همدیگر را بدانید و دعا کردن یادتان نرود. چون ما با این دعا ها هست که در عملیات ها پیروز می شویم. برادران اگر تا الان گناه کردید بیاید دیگر دست از گناه بردارید. هر شهیدی که می آورند و تشیع جنازه می کنند زنگ خطری است برای ما یعنی این که ما هم چند روز دیگر از این دنیا می رویم و چیزی که برای ما می ماند فقط یک کفن و نامه اعمال ماست. تمام دوستان و آشنایان ما و حتی نزدیک ترین دوستان ما هم از پهلوی ما می روند. حتی پدر و مادر ما هم به داد ما نمی توانند برسند. ما که طاقت یک لحظه فشار قبر و یک لحظه آتش جهنم را نداریم پس چطور گناه می کنیم؟ پس بیایید دیگر گناه نکینم تا بتوانیم مورد قبول درگاه خدا قرار گیریم.

در نماز جماعت حتما شرکت کنید. مخصوصا نماز جمعه ها و هیئت های شب سه شنبه را فراموش نکنید.

و چند کلمه با پدر و مادرم : من شما را به صبر و استقامت در برابر اتفاقی که مرا به آروزیم می رساند دعوت می کنم؛ کمال تشکر را از شما دارم، چون شما بودید که مرا با شیر حلال بزرگ کردید و مرا به راه مستقیم دعوت کردید. اگر از طرف من آزار و اذیتی دیده اید. مرا عفو کنید و این حقیر را ببخشید و از دست من راضی باشید. من 32 روز ، روزه قرضی دارم . دیگر عرضی ندارم، جز صبر و استقامت شما.

التماس دعا ، خدا نگهدار .

بیست و یکم خرداد 1365

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده