شهید ابراهیمی در آخرین نامه خود به همسرش نوشت: مشخص نیست، شاید از حمله سالم برگشتیم، شاید مجروح شدیم و شاید هم خدا گناهانمان را بخشید و به لقاء خودش برد. شاید این نامه آخرین نامه ام باشد....

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید احمــد ابراهيمــی، هشــتم دي 1340 ، در شهرستان شــمیرانات چشم به جهان گشود. پدرش محمداســماعیل، کارگر بود و مادرش روح انگیز نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته عمران درس خوانــد و دیپلم گرفت. ازدواج کرد. به عنوان پاســدار در جبهه حضور یافت. ســیزدهم مرداد 1362 ، با سمت فرمانــده محور در حــاج عمران عراق بــر اثر اصابت ترکش شــهید شــد. مزار او در امام زاده علی اکبر چیذر زادگاهش واقع است.

نامه شهید به همسرش :

امام علی (ع) می فرماید: به خدا قسم، این دنیا شما در نظر من خوارتر و پست تر است از استخوان بی گوشت خوک که در دست شخصی به مرض خوره گرفتار شده باشد.

بر ما واجب است که جبهه ها را پر کنیم و نگذاریم که میهن اسلامیمان در خطر یورش کفار باشد. در نبود من ناراحت نباش و گریه نکن، زیرا از اجر جهاد در راه خدا چیزی بالاتر نیست و در این فرمان که ما در حال جهاد می باشیم تمام کفر در مقابل اسالم قرار دارد.

با کوچکترین غفلت پا روی خون هزاران شهید می‌گذاریم و در آخرت باید جوابگوی آنها باشیم. به امید زیارت کربلا چون ما هر چه داریم از نعمات خداست و جهاد در راه خدا بر همه واجب است.

ما هم که اینجا آمده ایم برای دین خود آمده‌ایم؛ انشاءالله که خدا ما را و عبادات ما را قبول کند و بتوانیم خود را در دانشگاه جبهه بسازیم. ما برای رضای خدا به جبهه آمده ایم و کار اینجا خیلی مهم است. باید کار این بعثی ها را یکسره کنیم. انشاءالله درحمله ای که در پیش است بتوانیم به کربلا برسیم.

متن آخرین نامه:

پروردگارا به ما صبر و شکیبائی ده و ما را به آئین اسلام بمیران. اگر دیگر مرا ندیدی حلالم کن و هر خوبی و بدی که از من دیدی به بزرگواری خود ببخش؛ چون در حمله مشخص نیست، شاید سالم برگشتیم، شاید مجروح و شاید هم خدا گناهانمان را بخشید و به لقاء خودش برد. شاید این نامه آخرین نامه من باشد. انشاءالله که با هم به کربلا برویم و قبر شش گوش مولایمان امام حسین (ع) را از نزدیک زیارت کنیم و از نزدیک بگویم «السلام علیک یا اباعبدالله»، آن سرور هم جواب سلام ما را بدهد. انشاءالله دعا برای طول عمر امام و پیروزی رزمندگان فراموشتان نشود. دعای خانواده رزمندگان به اجابت می‌رسد.

یا ایها الذین آمنوا صبر و صابرو و رابطو واتقوا... لعلکم تفلحون

امیدوارم که قلبت مملو از شادی باشد و از جانب من ناراحت نباشی. زیرا که جهاد در راه خدا خود نوعی سعادت است و هرگاه که نیت انسان خالص شد، دیگر از هیچ چیز هراسی ندارد. برای قضا و قدر الهی همه چیز محیا می شود. حتماً شما هم از دوری من زیاد ناراحت نباشید؛ هرگاه که دلت گرفت کمی قرآن بخوان زیرا با ذکر خدا دل آرام گیرد.

بار الهی یاد شما و کسی که دینم را یاری می کند.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده