نامه شهید "حسنعلی آداک"
در جبهه های نبرد نامه تنها پل ارتباطی ایثارگران با خانواده هایشان بود و تنها از طریق نامه بود که خانواده ها از اوضاع فرزندشان با خبر می شدند. در ادامه نامه ارسالی شهید آداک به خانواده اش را می خوانیم.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید حسنعلی آداک، در هفدهم تیر 1347، شهرســتان تهران چشم به جهان گشــود. پدرش نورعلي و مادرش لیلي نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند. ازدواج کرد. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1367 ، در اسلام آباد غرب توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش و گلوله به سر، شهید شد. مزار او در امام زاده علی اکبر چیذر شهرستان شمیرانات واقع است.

متن نامه:

با عرض سلام؛

به حضور محترم مادر گرامی خودم؛ پس از عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواستارم. اگر از حال اینجانب فرزند خود بخواهید جویا باشید، به لطف خدا و رحمت شما اولیاء عزیز در سلامت کامل به سر می برم. حضور محمد هوشمند و همه اعضای خانواده سلام فراوان می رسانم. زینب و محسن را از جانب من ببوسید.

خلاصه عرض کنم هر کسی در هر کجا و به هر طریقی که یاد ما کرد، سلام فراوان برسانید. راستی خواستم یک زحمتی به شما بدهم؛ در این منطقه بسیار سرد است و من در اینجا احتیاج به اورکت با آستر و دیگر لوازم امنیتی دارم. پس شما زحمت بکشید اورکت را با آستر و پلیور صورتی که بالای آن سفید است، با یک پیراهن گرم و یک شلوار گرم و یک بسته تاید برای شستن لباسها و حوله، برایم پست کنید و بفرستید. به صورت سفارشی به آدرس کردستان سردشت.

یکی از ساعت های داخل کشو را درست کنید و به یکی از بچه ها که آمد مرخصی بدهید، برایم بیاورد. به علی نیز بگویید که یک دست شلوار و کاپشن بادگیر برایم بگیرد و با لباس ها پست کند. خلاصه اگر بدخط نوشتم، میبخشید. چون دیشب ساعت هشت رفتم خط و ساعت پنج و نیم از سرخط آمدم. ساعت شش صبح است و من دارم می روم سر پست دیده بانی؛ وقت کافی برای نوشتن نامه ندارم.

من دیشب تا صبح توی سرما در داخل کانال سر خط در حال تب و لرز بودم. دیگر بسته به لطف شما دارد که چه موقع لباس ها را بفرستید.

دیگر عرضی ندارم جز سلامتی شما

به امید دیدار خدانگهدار.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده