وصیتنامه پاسدار شهید "رضا افشار"
شهید افشار در وصیت نامه خود خطاب به همسنگریان و هم مسجدیان خود چنین می گوید که کارتان تنها گرفتن اسلحه و به در مسجد ایستادن نباشد؛ باید در تمام جوانب پیش برویم. برادران غافل نباشید که از دیگران عقب بمانید و مساجد را خالی نکنید. همانطور که اماممان گفت مسجد سنگر است؛ سنگرتان را حفظ کنید.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید رضا افشــار، یکم فروردین 1342، در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش ابوالحسن و مادرش حورلقا نام داشــت. تا پایان دوره متوســطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. ازدواج کرد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هفدهم مرداد 1362، با سمت فرمانده گروهان در مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش شــهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه:

واعدولهم متطعتم من قوه

به نام خدایی که همه چیزم از اوست، به نام خدایی که زنده به اویم، به نام خدایی که خالق آسمان ها و زمین و تمام موجودات است و به نام خدای درهم کوبنده ستمگران و جباران؛ به نام خدای شهیدان و با سلام بر پیغمبر اسلام خاتم الانبیا محمد مصطفی (ص)، با سلام بر ائمه معصومین، سلام بر سالار شهیدان حسین ابن علی(ع)، سلام بر منجی عالم بشریت امام زمان، سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی، سلام بر رزمندگان این یاوران حسین زمان، سلام به تمامی شهیدان و درود و سلام به تمامی خانواده های شهید پرور و درود و سلام بر تمامی مسوولین مملکتی که حق به خدمت به این انقلاب و اسلام می کنند و سلام به تمام کسانی که پیرو ولایت فقیه و در خاطر سرخ شهادت حسین (ع) قرار دارند و سلام بر تمام دوستان و آشنایان؛

خالقم، معبودم، هرچند شهدا مقامی والا دارند و من در خودم حتی جلوه‌ای از لیاقت آن ها را نمی بینم، ولی به تو بسیار امیدوارم و از تو می خواهم مرا از سربازان امام زمان از شهدا صدر اسلام قرار دهی و نعمت بس بزرگ و والای شهادت را به من مرحمت نمایی. برداران پاسدارم، عزیزان، هرچند من شرم دارم بگویم پاسدارم که شما در نزد خدا مقامی بزرگ دارید. از شما می خواهم خدا را در همه اعمال خود ناظر رفته و در خود سازی کمال کوشش را بنمایید و من را هم حلال بنمایید.

اختلاف را کنار بگذارید

برادران همسنگری مسجدیم، من روزهای بسیار با شما بودم؛ امیدوارم از من راضی باشید و مرا حلال نمایید. دوست دارم اگر در میانتان اختلافی هست کنار گذاشته و به مسائلی که قبلا برادران شهیدمان توصیه کردند، خود را بسازیم. کارتان تنها گرفتن اسلحه و به در مسجد ایستادن نباشد؛ باید در تمام جوانب پیش برویم. برادران غافل نباشید که از دیگران عقب بمانید و مساجد را خالی نکنید. همانطور که اماممان گفت مسجد سنگر است؛ سنگرتان را حفظ کنید.

برادران قدر همدیگر را بدانید که هرکس در این راه قدم گذاشت اگر عاشق شهادت و هدف او الله باشد، بالاخره رفتنی است؛ پس بازهم می‌گویم قدر همدیگر را بدانید. برادران مسجدیم عزیزان برادران شهیدمان راضی نبودند که در بین تان تفرقه و اختلافی باشد و اسلام از همین مسائل کوچک و تفرقه ها است که ضربه می خورد و من هم راضی نخواهم کرد که این مسائل در بین تان باشد.

پدرم مادرم از این بسیار خوشحالم که شهادت من هیچگاه در شما سستی و ضعفی به وجود نمی آورد؛ بلکه همچنان محکمتر در مقابل دشمنان اسلام و انقلاب ایستادگی خواهید کرد و از خواهرانم خواستارم همانند حضرت زینب پاسدار خون تمامی شهیدان باشند.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده