نامه شهید "ماشاالله آذرسرا"
مسافت دور و شرایط سخت، دلتنگی را هم به همراه می آورد. همانطور که شهدا و ایثارگران و خانواده هایشان، دلتنگ هم بودند. گاهی همراه نامه عکسی از خود می فرستادند تا اندکی این دلتنگی را تسکین دهند و هم به عنوان یادگار بماند. مانند عکسی که شهید آذرسرا در نامه اش به آن اشاره می کند.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید ماشــاالله آذرســرا، 1343، در شهرستان تهران چشــم به جهان گشود. پدرش محمود و مادرش زلیخا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاســدار در جبهه حضور یافت. بیســتم مرداد 1362 ، در حاج عمــران عراق بر اثر اصابت خمپاره شهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن نامه شهید:

خدمت پدر و مادر و خواهر و برادر عزيزم سلام؛

سلام عليكم؛

پس از عرض سلام، اميدوارم حالتان خوب باشد. اگر از احوالات اينجانب خواسته باشيد، الحمدالله هيچگونه نگراني نيست جز دوري شما. ‌اي مادر عزيز، اول شما را دعا كردم كه انشاءالله سالم باشي و هيچ ناراحتي و نگراني نداشته باشي؛ اگر براي من ناراحت هستي بهتر است براي آن يتيم ها و آن كسانيكه پدرشان شهيد شده است و منتظر پدرشان هستند، آن كسانيكه برادرشان شهيد شده است و آن كسانيكه معلول شده اند بايد ناراحت باشی. بايد افتخار بكني كه پسرت را به جبهه كربلا فرستاده اي.

و اي پدر عزيز، انشاءالله كه از كرمان برگشته اي و خيلي خيلي حالت خوب باشد. من خيلي ناراحت هستم كه از شما خداحافظي نكردم. هر شب با اين دوستاني كه هستم با هم درد و دل مي كنيم؛ من مي گويم من نه از پدرم و نه از خواهرهايم و نه از فاميل هايم خداحافظي نكرده ام. انشاءالله كار داود درست شده باشد.

به تمام برادرهايم سلام عرض مي نمايم؛ انشاءالله كه حالتان خوب است. به تمام خواهرهايم سلام عرض مي نمايم؛ مي بخشيد كه از شماها نتوانستم خداحافظي كنم. از قول من به زن برادرها و تمام فاميل سلام برسانيد و بگوييد حالم خوب است. از قول من بچه ها را ببوسيد. اي خواهر بزرگم، انشاءالله كه خودت و بچه هايت حالتان خوب باشد.

من يك عدد عكس از خودم در پاكت گذاشته ام كه يادگاري از رود كارون در اهواز است. آن برادرهايي كه با من آمده بودند جبهه حالشان خيلي خيلي خوب است. به پدرمادرشان بگوييد كه حالشان خوب است؛ ولي تمام بچه ها داخل يك تيپ هستيم، ولي جداجدا شده ايم.

من هر موقعي كه وقت كردم به شما نامه يا تلفن مي زنم. به من جواب نامه را ندهيد، چون من جاي مشخص ندارم. هنوز به جبهه نرفته ام، ولي چند روز ديگر به خواهم رفت. نمي دانم به كدام جبهه، به هر جبهه اي كه رفتم به شما خبر مي دهم. انشاءالله پيروز و مؤيد برمي گرديم. شما هم دعا كنيد كه اسلام و اسلاميان پيروز گردند.

به اميد پيروزي رزمندگان اسلام

قربان شما

ماشاالله آذرسرا

مورخ چهاردهم اسفند 1360

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده