خاطره ای از شهید "علی حسین امین زاده کاهو"
همه ی ما حداقل یک بار تجربه رویا دیدن در خواب را داشته ایم. در میان این رویاها گاها وقایعی را شاهد خواهیم بود که شاید از رخدادی واقعی و یا حقایقی که از آن بی خبریم نشات می گیرد. در ادامه خاطره ای از حضور شهید امین زاده در یک رویای صادقه را با هم می خوانیم.

دست فرزندانم را بگیر...

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید عليحســين امين زاده کاهو، بیســتم اسفند 1339 ، در شهرســتان درگز چشم به جهان گشود. پدرش قربانعلي و مادرش پري نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شــد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و ششم مرداد 1367 ، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت گلوله به شــهادت رسید. مزار او در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

بعد از رسیدن خبر شهادتش، همسر و فرزندانش در درگز بودند. پس از مدت کوتاهی همسر شهید به علت بیماری فوت کرد و بنیاد شهید اقدام به انتقال فرزندان خردسال او (که اکنون بی سرپرست بودند) به تهران نمود تا آنها را به قیم جدید، یعنی عمویشان، تحویل دهند.

برادر شهید که چند روز بعد از فوت همسر برادرش از این موضوع مطلع شده بود، برای دیدن فرزندان برادرش راهی بنیاد شد تا خبری از آن ها بیاید، ولی موفق به کسب اطلاع از مکان نگهداری بچه ها نشد. چند روزی به همین منوال در نگرانی گذشت تا اینکه شبی شهید به خواب همسر برادر آمد و آدرس دقیق مکان نگهداری فرزندانش را گفت و نیز تأکید کرد که فردا همراه شوهرش برای آوردن فرزندان به آن مکان مراجعه نمایند.

رؤیای صادقه آنقدر واضح بود که بلافاصله بعد بیدار شدن از خواب در خاطرش باقی ماند و به آدرسی که حتی اسم کوچه های فرعی و شماره پلاک هم بود، مراجعه کردند. متوجه شدند که آنجا محل نگهداری فرزندان شاهد است و فرزندان آن شهید در آنجا حضور دارند. این رؤیای صادقه بیش از پیش ایمان خانواده ما را به این آیه شریفه که می فرماید "گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زندگانند و نزد خدایشان روزی می گیرند" افزود.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده