وصيت‌نامه شهید "عباس آقازاده هوشمند"
شهید آقازاده هوشمند در وصیت نامه اش می گوید: مادر جان، آخرين لحظه‌اى كه مي خواستم بيايم به جبهه و از هم جدا شديم خجالت كشيدم كه باز گردم و شما را نگاه كنم، چون مي دانستم آن لحظه مرا نگاه مي كردى و ترسيدم عاطفه مادرى برايم مسئله ايجاد کند.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید عباس آقازاده هوشمند، بیست و ششم فروردین 1342 ، در شهرســتان تهران چشم به جهان گشود. پدرش علي و مادرش نوش آفرین نام داشت. در رشته اقتصاد درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پنجم شــهریور 1365 ، با ســمت تخریب چي در جوانرود توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله توپ شهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه:

بار خدايا، شكر و سپاس تو را كه بنده حقيرت را به سوى خود خواندى و سپاس تو را كه من حقير را لايق دانستى و از زمره شهداء قرار دادى.

بار خدايا، مرا ببخش از اينكه بنده گنهكار تو بودم. خدايا، من لياقت هيچ چيز را نداشتم حتى لياقت موجود شدن و تو اين لياقت را به من دادى حال آنكه لياقت آتش دوزخ را داشتم تو به من بهشت را نشان دادى.

اينجانب عباس آقازاده با كمال سلامتى وصيتنامه خود را مى‌نويسم. وصيتنامه اى كه بارها نوشته ام و بارها شده است كه به سوى تو آمده ام ولى تو مرا باز گردانده اى باز هم وصيتنامه اى مى‌نويسم باشد كه مرا بخوانى.

مادر عزيزم؛

به تو تبريك مى‌گويم كه تو هم مادر شهيد می شوى. روزى خواهند شد كه تو هم همراه خانواده هاى شهدا به كربلا بروى و به امام حسين (ع) بگويى كه من هم فرزندى داشتم و آن را در راه تو كه همان راه حق خداوند است دادم. مادرجان، مرا حلال كن و از اينكه فرزند لايق و خوبى نبوده ام مرا ببخش.

خدايا به حق شجاعت بانو زينب (ص) به مادرم صبر و شجاعت عنايت بفرما.

برادرانم، رضا و محمدرضا، از شما تشكر ميكنم و از اينكه حق برادرى خودتان را درباره من ادا نموده ايد سپاسگزارم. از شما تقاضا مي كنم كه در نمازهاى جماعت شركت كنيد و با مادر همانگونه كه مهربان بوديد مهربانتر باشيد و از او مراقبت كنيد.

محمدرضا جان؛

شايد خودت ندانى ولى اكثر مسائلى كه در زندگى ياد گرفتم از تو بوده است. محمدرضا جان، وظيفه شما در اين انقلاب بسيار سنگين است. كارت را درست و به خاطر خدا انجام بده . از هيچ كس نترس كه عاقبت همه ما معلوم است .

خواهران عزيزم، شما نيز بنده را حلال کنید و اميدوارم همسران خوبى براى شوهرانتان و مادران خوبى براى فرزندانتان باشيد؛ فرزندان خوبی به جامعه تحويل دهيد. از شما عزيزان نيز خواهش ميكنم مسائل اسلامى را تك تك رعايت کنید.

از زن برادرانم نيز مي خواهم بنده را حلال کنند. از زحماتى كه براى بنده كشيدند سپاسگزارم و از آنها نيز مي خواهم احترام مادرم را، كه مادر شما نيز هست، همانگونه كه قبلا مى‌گذاشتيد اكنون نيز بگذاريد. شما نيز مسائل اسلامى را رعايت كنيد.

در مورد اموالم، همه را براى مادرم وصيت مي كنم؛ هرگونه كه ايشان صلاح ديدند خرج کنند.

ایستادگی در برابر دشمن

به همه عزيزانم سفارش مي كنم در برابر دشمنان اسلام و رهبر بايستید. براى بنده گريه نكنید، زيرا آرزوى من شهادت در راه خدا بوده است. در اينجا از همه شما عزيزان خداحافظى مي كنم. خداوند شما را هميشه چه در اين دنيا و چه در آخرت سربلند نگاه دارد.

مادر جان، آخرين لحظه‌اى كه مي خواستم بيايم به جبهه و از هم جدا شديم خجالت كشيدم كه باز گردم و شما را نگاه كنم، چون مي دانسم آن لحظه مرا نگاه مي كردى و ترسيدم عاطفه مادرى برايم مسئله اى ايجاد کند.

والسلام عليكم

مورخ اول فروردین 1365

عباس آقازاده هوشمند

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده