شهید اختری در وصیت نامه خود چنین نوشته است که من اكنون، در اين زمان نداى «هل من ناصر ينصرنى» رهبر را مي شنوم. من مى شنوم كه خمينى مي گويد: آيا كسى هست که اسلام را يارى كند؟

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید احمدرضا اختری، هفدهم بهمن 1344 ، در شهرســتان تهران چشم به جهان گشود. پدرش حاجي و مادرش عالمتاج نام داشــت. تا ســوم متوسطه در رشــته تجربی درس خواند. ســال 1364 ازدواج کرد. به عنوان پاســدار در جبهه حضور یافت. بیســت و پنجم شهریور 1365، در قلاویزان مهران توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله شهید شــد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه:

سلام و درود به رهبر كبير انقلاب اسلامى جهان و درود بى پايان بر شهيدان، سلام بر مهدى (عج) و سلام بر پاسداران انقلاب اسلامى.

سپاس خداى را كه بر ما منت گذاشت و چنين نعمت بزرگى را نصيب ما كرد؛ ما را از ظلمت به نور هدايت كرد تا بتوانيم چنين تحول عظيمى را، نه تنها در كشور خود بلكه در جهان، به وجود آوريم. اين بزرگترين افتخار ماست كه فرماندهى لشگريان اسلام را حضرت مهدى (عج) به عهده دارد.

ما اهل کوفه نیستیم

پدر و مادر گرامی، من اكنون، در اين زمان نداى «هل من ناصر ينصرنى» رهبر و مرجع يگانه ام را كه همچون حسين (ع) در هزار و اندى سال پيش برخاست مي شنوم. من مى شنوم كه خمينى مي گويد: آيا كسى هست که اسلام را يارى كند؟ من مى شنوم كه خمينى فرياد بر مى آورد كه هان اى درياى بيكران انسان ها، بپا خيزيد. من هم وظيفه دارم. اى امام ما اهل كوفه نيستيم كه تو را تنها بگذاريم. خدا را شكر مي كنم از اينكه عمرى به من داده كه به يارى حجت او در روى زمين بشتابم.

اى امت مبارز، نكند روزى برسد كه خمينى، اين پير شجاع، اين رهبر گرانقدر، اين خورشيد تابنده عصرمان را فراموش كنيد. نكند لحظه اى برسد كه اسلام بدون ياور بماند. من مطمئنم تا آخرين فرزندى كه در ايران زنده هست، بر عليه شرق و غرب خواهد تازيد و با فرياد "اسلام پيروز است" جهان را بلرزه خواهد افكند.

جنگ تا آخرین نفس

اكنون به يارى حق قصد دارم تا آنجا كه در خود توان رزميدن را مى بينم، يعنى تا آن زمان كه نفس هایم به شماره بیافتاد، با فرياد الله اكبر تيرى آتشين بر قلب مزدوران كافر بفرستم. شهادت را آن زمان شيرين تر احساس خواهم نمود كه پيروزى اسلام بر كفر تمام شود، جلوه نمايد و كفر، مزدوران كفر و قابیليان قرن بيستم به لجنزار تاريخ فرستاده شوند.

خداوندا حال از تو مي خواهم كه شهادت را نصيبم كنى. رضاى تو رضاى من است. دشمنان براى نابودى دين تو، حق و عدالت كمر بسته اند، تو ما را يارى كن كه آن ها را شكست دهیم و نابودشان كنيم. خدايا خودت روح الله را، اين مظهر پاكى، استقامت و شهامت را تا ظهور مهدى (عج) براى ما نگهدار.

از تمام دوستان حلاليت مى طلبم و از خدا براى آن ها صبر مى خواهم. خدايا گناهان مرا ببخش و مرا بيامرز.

از پدر و مادرم حلاليت مى طلبم و از آن ها مى خواهم كه در مرگ من گريه و زارى نكنند؛ زيرا با گريه كردن دشمنان اسلام را شاد می نمایند.

به اميد پيروزى اسلام بر عليه كفر صدامى

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده