شهید "مهدی اسعدی" در نامه اش به خانواده اش در رابطه با ثبت لحظه ها چنین می نویسد: از رضا عمو بپرسید دوربین را آنجا گذاشته است. من اینجا تأسف از دست دادن فرصت ها را می خورم. اگر بدانید اینجا چقدر دوربین مورد احتیاج است؛ چه لحظه هایی بیخودی از یاد می رود. خود رضا عمو که بهتر می داند.
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید مهدی اسعدی پانزدهم شهريور1345 ، در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش سعدالله، كارگر بود و مادرش مرصع نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. نجار بود. به عنوان بسيجی در جبهه حضور يافت. چهاردهم مهر 1361 ، با سمت آرپی جی زن در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره شهيد شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن نامه؛

با سلام و درود خالصانه بر منجی عالم و رهایی بخش مستضعفین جهان، حضرت صاحب الزمان(عج)، با سلام و درود بیکران به روان پاک شهیدان اسلام به خصوص شهیدان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و با سلام و درود بیکران بر رهبر عالیقدر جهان حضرت امام خمینی.

پس از عرض سلام امیدوارم که همیشه در زندگیتان موفق و پیروز باشید. باری اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید بحمدالله خوب هستم و ملالی در بین نیست جز دوری شما.

حضور محترم مادر و پدر عزیز و گرامی سلام عرض می کنم. امیدوارم که حالتان خوب باشد و کسالتی نداشته باشید. پدر و مادر عزیز از شما خواهش می کنم که ناراحت نباشید. به خدمت همه اعضای خانواده، سلام گرمی می رسانم. امیدوارم که حالشان خوب باشد و از همه شان می خواهم که مادر عزیز را ناراحت نکنند.

پدر و مادر عزیز من فعلاً در پادگان اسلام آباد هستم و معلوم نیست که به کجا برویم. ضمنا از رضا عمو بپرسید دوربین را آنجا گذاشته است. مانده بدون مصرف و من اینجا تأسف نداشتن دوربین و از دست دادن فرصت ها را می خورم. اگر بدانید اینجا چقدر دوربین مورد احتیاج است؛ چه لحظه هایی بیخودی از یاد می رود. خود رضا عمو که بهتر می داند.

پدر و مادر عزیز امیدوارم که نامه قبلی به دست شما رسیده باشد و جواب نامه را هرچه زودتر فرستاده باشید.

از قول من به تمام اهل فامیل و دوستان و آشنایان سلام برسانید.

بیش از این سرتان را درد نمی آورم.

هفدهم شهریور 1363


منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده