شهید "سیدحسین اسفندفرد" در نامه هايي که براي خانواده اش مي فرستاد، همواره از اينکه خداوند او را نمي پذيرد و شهيد نمي کند، گله داشت. در آخرين نامه اي که سه روز بعد از شهادتش به دست خانواده اش رسيد، با معرفتي که داشت به خوبي خبر از رسيدن به آرزوهايش داده بود.

به گزارش  نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید سيدحسين اســفند فرد، یازدهم تیر 1338 ، در شــهر کربلای عراق چشم به جهان گشود. پدرش ســیدعلي، کیف فروش بود و مــادرش بماني نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلــم گرفت. به عنوان ســرباز ارتش در جبهه حضور یافت. یازدهم آبان 1361 ، در عین خوش توســط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به ســر، شهید شد. مزار او در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

شهید سیدحسین اسفندفرد در کنار مرقد مطهر سيدالشهدا در يک خانواده مذهبي ايراني چشم به جهان گشود. از همان کودکی بسيار با تقوا بود و به احکام اسلام عمل مي کرد. دوران دبستان و راهنمايي خود را در تهران سپري کرد؛ در همين ايام نيز ضمن تحصيل به کار مشغول بود. دوران دبيرستانش مصادف با فعاليت هاي سياسي او بود. در ضمن تحصيل شب ها در بيمارستان بوعلي تهران شروع به کار کرد؛ البته براي نوجوان 16 ساله، صبح تا عصر مدرسه رفتن و درس خواندن و شب در بيمارستان، با آن سختي هاي طاقت فرسا کار کردن بسيار مشکل بود؛ ولي سيدحسين با روحيه ی عالي که داشت سختي ها را تحمل کرد و از خدمت به بيمارستان و بيماران و کمک به همنوعان لذت مي برد. ضمن آنکه بارها شغل هاي ديگري که مناسب يک نوجوان به سن و سال او باشد، به وي پيشنهاد شده بود و او نپذيرفتند.

جرقه های انقلاب

با شروع جرقه هاي انقلاب، جزو اولين کساني بود که فريادش را برعليه حکومت شاه بلند کرد و در راهپيمايي ها شرکت جست. در همان اوايل انقلاب در تظاهرات اطراف دانشگاه تهران، بر اثر تيراندازي ساواک از ناحيه کف دست راست و پاي راست با کلت کمري، مجروح شد، به کمک جوانان حزب الهي به بيمارستان در آن محدوده انتقال یافت و مخفيانه به صورت سرپايي عمل شد. گلوله را که از کف دست او رد شده بود و به داخل ران پاي راست رفته و در آنجا مانده بود، بيرون آوردند. خود سيدحسين تعريف مي کرد که چقدر آن روز برايشان سخت گذشته بود.

مبارزات انقلابی

پس از پيروزي انقلاب، شهيد عزيز سيدحسين، مانند دیگر جوانان حزب الهي در تمام سنگرهاي انقلاب، از جمله شرکت در راهپيمايي مردمي به فرمان امام خميني (ره) ، نماز جمعه، دعاي کميل، مبارزه عليه جريانات داخلي از جمله جريان بني صدر و منافقين،عضویت در بسيج، تاسيس انجمن اسلامي دبيرستان 15 خرداد، فعاليت در انجمن اسلامي بيمارستان بوعلي و راه اندازي نمازخانه اين بيمارستان فعالیت داشت.

در جبهه

بعدها در جبهه از تخصصش در حوزه امداد استفاده کرد. وي در سال 1359 از دبيرستان 15 خرداد، با کسب ديپلم اقتصاد فارغ التحصيل و براي مبارزه با حمله کفار براي دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي به خدمت اعزام شد. همواره در مناطق عملياتي بود. در بسياري از عمليات های بزرگ داوطلبانه شرکت داشت. در نامه هايي که براي خانواده اش مي فرستاد، همواره از اينکه خداوند او را نمي پذيرد و شهيد نمي کند، گله داشت. در آخرين نامه اي که سه روز بعد از شهادتش به دست خانواده اش رسيد، با معرفتي که داشت به خوبي خبر از رسيدن به آرزوهايش داده بود. سرانجام در یازدهم آبان 1361، در منطقه عملياتي عينخوش، دوازدهم محرم، در راه دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي به شهادت رسيد.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده