برادر شهید " محمدجعفــر اژدری راد " در رابطه با اعزام برادر خود به جبهه چنین گفته است: برای اعزام به جبهه از طريق پايگاه ابوذر اقدام کرد و از اين موضوع هيچكس جز خودش اطلاع نداشت، رفتنش به جبهه را مثل یک راز برای خود نگه داشته بود.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید محمدجعفــر اژدری راد، پنجم آذر 1342 ، در شهرســتان تهران چشــم به جهان گشود. پدرش نورعلي و مادرش صدیقه نام داشــت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هجدهم آبان 1362 ، در پنجوین عراق به شهادت رسید. پیکرش مدت ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص، در بهشت زهرای زادگاهش به خاک سپرده شد.

خاطره از زبان برادر شهید:

برادرم آخرین فرزند خانواده بود. مدتي به عنوان پاسدار در كميته هاي محل و سپس در سپاه پاسداران به خدمت مقدس سربازي مشغول شد. در اين فرصت هيچگاه از برگزاري دعاي كميل در محل نماز شبش غلافل نبود. حتي برای برگزاري دعا كميل مورد تمسخر قرار مي گرفت، ولي اين گونه مسائل خلالي در اراده آهنين وي در پيشبرد انقلاب در ميان جوانان پرشور محل ایجاد نمی کرد.

برای اعزام به جبهه از طريق پايگاه ابوذر اقدام کرد و از اين موضوع هيچكس جز خودش اطلاع نداشت، رفتنش به جبهه را مثل یک راز برای خود نگه داشته بود.

زمانی که در خط مقدم جبهه فعاليت داشت و از طريق نامه يا بعضي از مواقع كه برای تشييع پيكر ديگر همرزمانش به تهران مي آمد، بعضي از مسائل، از جمله تنها بودن مادرمان را به او یادآوری مي کردم؛ فقط به اين نكته اشاره مي کرد كه "خداوند رحمان و رحيم است و اوست كه همه ما را در پناه خود دارد."

آخرين بار كه برای خاك سپاري پيكر مطهر شهيد بديع به تهران آمد، او را به مقر سپاه، محل كارش رساندم. ما ديگر هرگز او را نديديم؛ تا اينكه از قرار معلوم در عمليات والفجر 4، مرحله 3 در منطقه پنجوين شركت کرده و پیکرش مفقود شده بود.

از خصوصيات اخلاقي بارز وي اين بود كه هميشه لبخند به لب داشت. هميشه سر به زير و محجوب بود. نماز شبش هرگز فراموش نمي شد. چنان در عقیده بی نظیر بود که حتي در بعضي از مسائل زندگي، براي ما الگو بود.

از هوش، ذكاوت و كارداني فراواني برخوردار بود. رساله هاي حضرت امام، کتاب شهيدان بزرگوار مطهري و حضرت آيت الله طباطبائي(ره) را بسیار می خواند. در عكاسي مهارت بسياري از خود نشان مي داد. اکثر اوقات دوستان خود را به منزل دعوت مي کرد و از كتابخانه خود آن ها را بهره‌مند مي ساخت. با وجود سن كم از گفتار و كردار بسيار زیبایی برخوردار بود.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده