شهید "ارسلان اوجانی" در وصیت نامه اش در رابطه با شرکت در جبهه چنین نوشته است: روزى كه به سوى جبهه جنگ اعزام شدم، براى نخستين بار در طول 22 سال زندگى، احساس كردم كه به سوى هدفى مقدس يعنى جهاد در راه خدا و شهادت مى روم . احساس غرور به من دست داد.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ ارسلان اوجانی، بیست و پنجم دي 1337 ، در شهرستان تنکابن چشم به جهان گشود. پدرش روح الله، بازنشسته بود و مادرش طاهره نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. راننده بود. به عنوان بســیجی فعالیت می کرد. بیست و دوم آبان 1359 ، در بهشهر بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

متن وصيت نامه؛

بسم الله الرحمن الرحيم

سپاس خدایى كه به ما جان داد تا در راه او فدا كنيم. روزى كه به سوى جبهه جنگ اعزام شدم، براى نخستين بار در طول 22 سال زندگى، احساس كردم كه به سوى هدفى مقدس يعنى جهاد در راه خدا و شهادت مى روم . احساس غرور به من دست داد . به راهى كه راهنمايان آن حسين و يارانش در كربلا بودند و اكنون خمينى و امت مسلمان ايران ادامه دهندگان آن راهند، در كربلايى به وسعت ايران براى ايجاد كربلايى به وسعت جهان.

از تمام دوستان و آشنايان به خصوص پدر و مادر و خواهر و برادرانم مى خواهم كه براى من اشك نريزند، در عوض راهم را ادامه دهند و نگذارند كه سلاح هاى من و ديگر برادرانم بر زمين بماند. من اين راه را در كمال آزدى و با شور و علاقه فراوان، با چشم باز انتخاب كردم. در اين دنيا چيزى ندارم كه به جای بگذارم، فقط مقدارى بدهكارى به محمد و عبدالله دارم كه آن را بپردازيد.

پدر جان، تو بايد مشوق من و برادرانم باشى. مادر تو نيز از فاطمه شهيد پرورى را بياموز . من نزد شما پدر و مادر امانتى از سوى خدا بودم؛ اكنون نيز به سوى او باز مى گردم . خواهرم ناراحت نباش، تو نيز الگويى همچون زينب دارى. برادرانم نيز كه خود به وظيفه شان آگاهند؛ به هرحال نمى خواهم مقاله نويسى كنم.

فقط در پايان اين سخن معلم شهيد، دكتر شريعتى، را براى همه تان يادآورى مى كنم :

آنانكه رفتند كارى حسينى كردند آنان كه ماندند بايد كارى زينبى بكنند ، وگرنه يزيديند.

براى من از خدا طلب مغفرت و آمرزش كنيد .

خدانگهدار همه شما

امضاء : ارسلان اوجانى

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده