خانواده شهید "حسن ابراهیم دولابی" از سخنان دلنشین این شهید می گویند؛ سخنانی که از روحیه میهن پرستی او نشأت می گرفتند. آخرین کلام شهید این بود که بیایید به فکر دینمان یعنی اسلام عزیز باشیم.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید حســن ابراهيم دولابی، ســوم خرداد 1341 در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. پدرش ابوالقاســم، بار فروش بود و مــادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته برق درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیســت و چهارم آبان 1361 ، در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله و ترکش شــهید شد. مزار او در بهشــت زهرای زادگاهش قرار دارد. برادرش محمد نیز شهید شده است.

خاطره از زبان خواهر:

آخرين خاطره اي که خيلي باعث خوشحالي همه ي خانواده شد، شب عروسي برادرم بود. آخر شب براي مرخصي به تهران آمد؛ آمدن او غير منتظره بود و همه از ديدن او شوکه شدند. آن شب غير از عروسي برادرم، او شب زيبا و به يادماندني براي همه ي خانواده ساخت.

علاقه ي زيادي به دفاع از ميهن اسلامي داشت. هميشه خواهرانش را نصيحت مي کرد و مي گفت حجاب شما خون ما را حفظ مي کند. او هميشه به پدر و مادر مي گفت: در نبود من گريه و بي قراري نکنيد و هميشه براي من دعا کنيد. براي امام خميني و سلامتي ايشان نماز بخوانيد. گريه از گناهان کبيره است.

پدر و مادر مي گفتند:

او پسري مهربان، دلسوز و با احترام بود. هميشه براي دفاع از ميهن اسلامي تلاش مي کرد، چه در پشت جبهه و يا در زماني که در جبهه رفته بود. تا اين که به آرزوي خود رسيد. خاطره ي ديگر که ما از او داريم اين است که او هميشه مي گفت: ما نبايد بگذاريم دشمن به ما، ملت و ناموس ما غلبه کند، تجاوز کند و با کمال بي خيالي به زندگي معمولي خود ادامه دهيم. اگر ما به فکر خود باشيم و به ميهن خود و آنجايي که زندگي مي کنيم بي اهميت باشيم، دشمن بر ما غلبه مي کند و ما تا آخر عمر تحت سلطه ي او مي رويم، برده و بنده آن ها مي شويم، بايد هميشه با خواري زندگي کنيم و تن به هر ذلتي بدهيم. کلام آخر آن شهید این بود که بیایید به فکر دینمان یعنی اسلام عزیز باشیم.


منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده