زتدگینامه شهید والامقام احمد بلند قامت پور
زندگی نامه شهید احمد بلند قامت پور
شهید احمد بلند قامت پور عضو دادستانی کل انقلاب اسلامی در تاریخ 1/2/1335 در منطقه جنوب تهران دیده به جهان گشود. ایشان از همان اوان کودکی دارای اخلاقی خداپسندانه و مهربان و بسیار صبور بودند و با حرفهای خوبی که می زدند همه را مجذوب خویش میکردند.
احمد
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ادیب پیشاوری خ رباط کریم شروع کرده و دوران راهنمایی
و دبیرستان را به ترتیب در مدارس فارابی – بابا طاهر و
خامنه ای پور به پایان رسانیدند. و 1 سال پس از اخذ دیپلم به خدمت سربازی درآمدند.
فعالیتهای ایشان در دوران قبل از انقلاب کارهایی از قبیل رفتن به کلاسهای تعلیم قرآن در مسجد جامع نارمک و مساجد محل و کارهای فنی دیگر سپری شد و پس از آنکه به خدمت سربازی در مراغه رفتند تقریبا اوایل انقلاب بود.
ایشان در پادگان مراغه به ارشاد و راهنمایی دوستانشان میپرداختند و اینکه آنان را تشویق به نافرمانی و فرار میکرد که همین رفتار ایشان در پادگان باعث شد که نسبت به ایشان سوء ظن پیدا کنند و سخت تحت مراقبت قرار گرفتند.
پس از 8 الی 10 ماه خدمت در مراغه به پادگان لویزان در تهران منتقل شدند.
چون در آن زمان سربازها اغلب از پادگانها بنا بفرمان امام فرار میکردند پادگانها با کمبود سرباز مواجهه شده بود و ناچار شدند از شهرهای دیگر نیرو بیاورند این بود که ایشان و دوستانشان را به تهران منتقل کردند.
(برای برقراری نظم در شهر) ولی ایشان باز دست از فعالیت خویش برنمی داشت و هرگاه که بدیدن ایشان در لویزان می رفتیم و می گفتیم که چرا فرار نمی کنی می گفت من اینجا کارهای مهم تری دارم و بطوری که از حرفهایش فهمیدیم این بود که به سن تن از دوستانشان می خواستند تیمسار اویسی و چند تن دیگر را ترور کنند که موفق نشدند.
و در روز 20 بهمن 56 پس از فرار از پادگان ماشین را که حامل یکی از تیمسارهای رژیم بود با دوستانشان مورد حمله مسلحانه قرار داده و به درک واصلش کردند.
ایشان پس از پیروزی انقلاب به کمیته کلانتری محل وارد شده و مدت سه ماه در آنجا شروع به پاسداری دادند و پس ازاین سه ماه بنا بدستور امام دوباره به پادگان رفتند تا باقی خدمتشان را انجام دهند. و پس از خاتمه خدمت سربازی به خدمت در دادستانی کل انقلاب وارد شدند. و همواره با منافقین و عمال رژیم در مبارزه بودند و خیلی به مسائل مملکتی علاقمند و کوشا بودند. طوری بودند که هر کس حرفی ضد انقلابی می زد خود خودشان را می خوردند و شروع به دفاع می کردند .
و
بالاخره در تاریخ 60/09/14 صبح هنگامی
موقعی که می خواستند به سر کار بروند مورد حمله منافقین کوردل شکست خورده در دم
درب منزل واقع شدندو به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
منبع:مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ