نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
شقایق محله شهید آباد زرگنده تهران / بخش اول
محله زرگنده تهران پر است از مردمی که از روزهای اول انقلاب گرفته تا سال های سخت جنگ از وجب به وجب خاک کشور دفاع کردند. کوچه به کوچه این محله مزین به نام یک شهید است. کوچه هایی که قدمت فرسودگی آن به یک قرن نیز می رسد.
شقایق محله شهید آباد زرگنده تهران / بخش دوم
محله زرگنده تهران پر است از مردمی که از روزهای اول انقلاب گرفته تا سال های سخت جنگ از وجب به وجب خاک کشور دفاع کردند. کوچه به کوچه این محله مزین به نام یک شهید است. کوچه هایی که قدمت فرسودگی آن به یک قرن نیز می رسد.
شقایق محله شهید آباد زرگنده تهران / بخش سوم
محله زرگنده تهران پر است از مردمی که از روزهای اول انقلاب گرفته تا سال های سخت جنگ از وجب به وجب خاک کشور دفاع کردند. کوچه به کوچه این محله مزین به نام یک شهید است. کوچه هایی که قدمت فرسودگی آن به یک قرن نیز می رسد.
کسی نمی توانست از این روستا زاده قهرمان دل بکند
چهار ماه از مجروح شدنش گذشته بود. دلش برای رفتن به جبهه پر می کشید. مهدی روزهای مجروحیت خود را در بیمارستان اصفهان گذرانده و سپس به خانه آمده بود. اما از آن روز به بعد انگار مانند پرنده‌ای بود که در قفس اسیر شده باشد. دلش بدجوری هوای جبهه کرده بود.
آرشیو

برای ضربه زدن به دشمن پیش می رویم

شهید افضل با زبانی صمیمانه در نامه خود به خانواده اش وقایعی را که در جنگ و جبهه ها می گذرد توصیف می کند. به شرح وقایع و نکاتی که نظرش را جلب کرده است می پردازد.
نوبت شهادت آمد!

نوبت شهادت آمد!

شهید آقامیری قبل از شهادت خواب دیده بود که سواری بر اسب آمده است؛ به دنبال اسب می دود، ولی آن آقا به او می گوید که 2 روز دیگر نوبت تو هم می شود است و همان طور هم شد و بعد از 2 روز به شهادت رسید.
به همراهی آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر نرسید، با آیت الله بهشتی به معراج رفت

به همراهی آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر نرسید، با آیت الله بهشتی به معراج رفت

شهید بالاگر مسئول تنظیمات صوتی حزب، از شهدای حادثه هفتم تیر 1360، در آن روز به جای همکارش در شیفت می ماند و به فیض شهادت نائل می شود. او يك روز قبل از شهادت نگران و ناراحت مجروحیت حضرت آيت الله خامنه ای در مسجد ابوذر بود و گفته بود: از اين ناراحتم كه چرا در زمان حادثه در كنار ایشان نبودم!

همچون کوه استوار

شهید باقی نژاد متولد 1346 می باشد. وی در سال 1363، در عملیات بدر به شهادت رسید و پیکر مطهر ایشان چند سال بعد یافت و به خانه بازگشت...

چه كسي قرار است جبهه برود؟

همسرشان موقع رفتن مخالت شديدي مي كردند. ايشان به همسرشان گفتند كه اگر قرار باشه كه من نروم و ديگران هم بگويند ما زن و بچه داريم نرويم،يكي بگوید مادرمان پير است؛ پس چه كسي قرار است برود از مملكتش دفاع كند.
حالا که باید بمیرم بهتر که در جبهه و راه خدا بمیرم!

حالا که باید بمیرم بهتر که در جبهه و راه خدا بمیرم!

شهید محسن ابوالحســنی بر خلاف پیشنهادات اطرافیان مبنی بر خودداری از جبهه رفتن به علت متاهل بودن، تصمیم گرفت به هر نحو ممکن برود. دیگران را هم با این بیان که در تهران فقط بخور و بخواب است و مادر خویش را هم با منطق "من که باید بمیرم، پس چه بهتر که در رختخواب نمیرم و در جبهه و راه خدا بمیرم" قانع می نمود.

گریزی از مرگ نیست

شهید باقی نژاد در وصیت نامه خود چنین می گوید: برادران و خواهران و تمام کسانی که وصیت من به گوشتان می رسد بدانید که مرگ حق است، که اگر به طرف او نرویم او به طرف ما می‌آید؛ پس گریزی از مرگ نیست.
اگر جنازه ام به دستتان نرسید...

اگر جنازه ام به دستتان نرسید...

شهید آقایی در انتهای وصیت نامه خود به خانواده اش چنین وصیت کرده است که امكان دارد كه اتفاقى واقع شود كه جنازه من به دست شما نرسد؛ آنگاه بايد به ياد شهداى كربلا بيافتيد و ناراحت نشويد. آنوقت درد خود را فراموش خواهيد كرد. به بهشت زهرا برويد بر سر قبر شهيدان گمنام گريه كنيد .
انسان امانت خداوند روی زمین است

انسان امانت خداوند روی زمین است

انسان يك امانتى است در روى زمين كه از خود نيست؛ بلكه از معبودى به نام الله است. او يك سير تكاملى در روى زمين را طى مى كند تا هر اندازه به درجه اى از كمال برسد. دنيا يك بازيچه اى بيش نيست. جهان يك ماهيت از اويى و به سوى اويى دارد. انسان رفتنى است؛ انسان مى ميرد اما چه بهتر كه در راه خدا بميرد.