شهید "غلامرضا بیک محمدی درمنی" با خط خوشی که داشت سر تا سر دیوارهای محله را با شعار و نقاشی های گویا و زنده به کار می گرفت. هم اکنون پس از سالیان هنوز آثار او بر دیوارهای­ مکان سکونتش باقی ست و مردم با بارسازی آن نقاشی ها نمی گذارند که آثارش از بین برود.

به گزارش  نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید غلامرضا بيک محمدی درمنــی، دهم بهمن 1340 ، در شهرســتان تهران چشم به جهان گشود. پدرش عبدالمراد و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان ســرباز ارتش در جبهه حضور یافت. ششم مهر 1360 ، در ایلام توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

خاطره از زبان پدر و مادر شهید:

شهید غلامرضا بیک محمدی با وجود سن و سال کم و اندکی که داشت از فهم و درک والایی برخوردار بود. افکار و صحبت او در مورد مسائل روز، ایمان نسبت به اسلام و انقلاب و رهبر عزیزمان، امام خمینی، به حدی بود که تعجب همه را برمی انگیخت. در روزهای شروع انقلاب شور و هیجان بی حد و اندازه ای داشت. سر از پا نمی شناخت. با عشق و علاقه سعی در این داشت که قدمی مثبت و سازنده برای به ثمر رسیدن انقلاب بردارد و آنچه که در توان و قدرتش بود به کار برد. به همین منظور با خط خوشی که داشت سر تا سر دیوارهای محله را با شعار و نقاشی های گویا و زنده به کار می گرفت و از ظلم و ستم رژیم گذشته سخن می گفت تا بدین وسیله دیگر جوانان را نیز تشویق کند و همگام خود سازد.

هم اکنون پس از سالیان هنوز آثار فرهنگی و هنری او بر دیوارهای­ مکان سکونتش باقی ست و مردم شلحور و متعهد به اسلام با بارسازی آن نقاشی ها نمی گذارند که آثارش از بین برود.

به عنوان خاطره یکی از بهترین روزهای زندگیش زمانی بود که امام عزیزمان قدم مبارکشان را بر میهن اسلامی ایران نهادند و در مدرسه رفاه سکونت فرموردند. شهید غلامرضا بیک محمدی مشتاق و سراسیمه به دیدار امام عزیز شتافت. پس از آن همچنان که اشک می ریخت به منزل برگشت. از سعادتی که نصیبش شده بود با اشتیاق سخن می گفت، بطوریکه آن لحظات و آن چهره ای که درش پاکی و صداقت موج می زد هرگز از خاطرمان محو نخواهد شد.


منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده