شهید "حسن افضلی" در نامه ای به مادرش از دلتنگی و دوری می نویسد. او چنین نوشته است که: مادر در جبهه همه چیز هست. تنها چیزی که مرا آزار می دهد، دوری از شماست. البته کسی که برای خدا گام بر می دارد، دیگر به فکر هیچ چیز نیست؛ فقط به معبود خود فکر می کند که کی به زیارتش خواهد رفت.

کسی که برای خدا گام بر می دارد دیگر به فکر هیچ چیز نیست

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید حســن افضلی، یکــم فروردین 1343 ، در شهرســتان قم چشــم به جهان گشود. پدرش علي و مادرش حاجیه نام داشت. تا دوم متوسطه در رشته اتومکانیک درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هجدهم آبان 1361 ، در ســومار توســط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره شــهید شد. مزار او در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.

متن نامه؛

با عرض سلام و آرزوی فرج هر چه زودتر حضرت بقیه الله اعظم، امام مهدی(عج)؛ سلام و درود فراوان به نایب بر حقش، امام خمینی و شهدای صدر اسلام و عرض سلام و درود فراوان به پدر و مادر عزیزم؛ امیدوارم که حالتان خوب باشد و همیشه شاد و پیروز باشید. اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید به یاری خداوند متعال سلامتی برقرار است.

پدر و مادر عزیزم، از قول من به یکایک برادران و خواهرام و خانواده شان سلام گرمی برسانید فرزندانشان را از بزرگ تا کوچک دیده بوسی کنید.

مادر جان چون ما تقریبا از شهر دور هستیم، کمتر می توانم با شما تماس بگیرم یا به دیدن شما بیایم؛ پس در این صورت جای هیچ گونه ناراحتی و نگرانی نیست. من در این جا خیلی راحت هستم. مادر از کسانی که نتوانستم خداحافظی کنم، از جمله پدر و برادر عزیزم پوزش بخواه و بگو که دیگر برایش وقتی باقی نبود. اگر کسی را از قلم انداختم، شما خودت به جای من سلام برسان.

و حال چند سخن با مادرم :

مادرم از اینکه من به جبهه آمده ام شما هیچ ناراحت نباش؛ بلکه خوشحال و سربلند باش و افتخار کن که چنین فرزندی را به امام و در واقع به همان صاحب اصلیش هدیه کردی؛ اگر شایسته باشم و لیاقتش را داشته باشم.

مادر در جبهه همه چیز هست. همه در زیر سایه امام زمان هستیم؛ سلامت و خوشحال. تنها چیزی که مرا آزار می دهد، دوری تو و پدرم، برادران و خواهران عزیزم است. البته کسی که برای خدا گام بر می دارد، دیگر به فکر هیچ چیز نیست؛ فقط به معبود خود فکر می کند که کی به زیارتش خواهد رفت. همانطور که شاعر می فرماید:

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند /فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

مادر اگر خواستی برایم به آدرس پشت برگه، نامه بفرست. در ضمن بنویس به دست "برادر اعزامی، حسن افضلی" برسد. اگر هم در نامه اشکالی به چشم می خورد، به بزرگی خودتان مرا ببخشید؛ چون اولین باری است که نامه برای شما می نویسم .

انشاءالله یک ماه دیگر برخواهم گشت. دیگر عرضی نیست. همه شما را به خدای بزرگ می سپارم.

متشکرم ، عصر روز شنبه پانزدهم آبان 1361

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده