وصیت نامه شهید "منوچهر امیرلو" / بخش اول
شهید "منوچهر امیرلو" در وصیت نامه اش چنین نوشته است: اين را هم براى يادآورى بگوييم كه اين شهدا كه می روند دو چيزى در ميان شما به يادگار مى‌گذارند؛ يكى از آن دو انقلاب اسلامى و دومى امام عزيز است در نگهدارى آن كوشا باشيد تا به اين انقلاب اسلامى صدمه نخورد.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید منوچهر اميرلو، دوازدهم فروردین 1340 ، در شهرســتان تهران چشم به جهان گشود. پدرش لطف الله و مادرش مشــکناز نام داشــت. تا سوم متوسطه در رشته انســانی درس خواند. سال 1359 ازدواج کرد و صاحب یک پســر و یک دختر شــد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیســت و هشتم آبان 1362 ، با سمت فرمانده گروهان در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رســید. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

متن وصیت نامه:

سخنان و وصيت هايم را با "بسم الله الرحمن الرحيم" آغاز مى كنم.

از يك شخص و يك نفر كمك مى خواهم، آن هم خداست. بس اياك نعبد و اياك نستعين و تنها از او يك چيزى مى‌خواهم اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم و لا الضالين همين و بس.

اين وصيت نامه را در تاريخ چهارم مهر 1362 شروع به نوشتن كردم. هر كجا زمانی به دست آمد ادامه اش دادم. از قرآن در کارهایتان یاری بجویید. زيرا كه خداوند در قرآن به مردم گفته است که اين كتاب بى هيچ شك راهنماى پرهيزكارانست؛ از اين رو من براى نوشتن وصيت نامه خود چيزى را بهتر از اين آيات که انسان را به حق زنده مى كنند، نيافتم. در ادامه به همه سفارش مى كنم كه قرآن براى زنده هاست نه براى مرده ها؛ قرآن بخوانيد و به دستورات آن عمل كنيد، زيرا حقيقتا تنها راه نجات و راهنماى شما بعد از خدا و رسول و در غياب آن هاست. اين قرآن است كه ما را از تاريكى به روشنايى ها برد.

اى همسر، اى پسر و اى دختر عزيزم، اين انقلاب ادامه نهضت هاى انبياء است. اين سعادت و يكى از عنايت هاى خداى بزرگ بود كه در اين موقع از زمان چنين كشورى را انتخاب كرد تا ادامه دهنده راه انبیا باشند. باز اين را هم براى يادآورى بگوييم كه اين شهدا كه می روند دو چيزى در ميان شما به يادگار مى‌گذارند؛ يكى از آن دو انقلاب اسلامى و دومى امام عزيز است در نگهدارى آن كوشا باشيد تا به اين انقلاب اسلامى صدمه نخورد. زمانی كه اين وصيت‌نامه را مى خوانيد يك عده هستند که بگوييد: اين حرف ها همه اش نوشته است، چرا که چيز ديگرى نداشته است. اين را بگويم كه من چيزى ندارم وصيت كنم و درباره آن بنويسم، فقط بعد از پيروزى انقلاب يك چيز به ما رسيد اين هم انقلاب اسلامى بود و چه چيز خوبى هم بود كه ما را از گمراهى نجات داد. براى همين هم بود كه ما به جبهه آمديم تا از اسلام و انقلاب دفاع كنيم، براى همين بود كه ما راه شهادت را انتخاب كرديم؛ البته اگر خدا قبول كند.

بخش دوم

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده