بخش دوم وصیت نامه شهید" بلند قامت‌پور"
شهید "اسماعیل بلند قامت‌پور" متولد 8 مرداد ماه سال 1337 از تهران است، پدرش یوسفعلی و مادرش طیبه نام داشت، متاهل و دارای یک فرزند پسر به نام امیر بود ، ایشان تا مقطع دیپلم تحصیل کردند و پس از حضورش در جبهه در 14 بهمن سال 1361 در عملیات والفجر در محل فکه بر اثر اصابت تیر به دست و پا به شهادت رسید، به مناسبت سالروز شهادت این شهید والا مقام وصیت نامه ایشان در سه بخش منتشر شد.
ب

به گزارش خبرنگار نوید شاهد تهران بزرگ،  شهید "اسماعیل بلند قامت‌پور" متولد 8 مرداد ماه سال 1337 از تهران است، پدرش یوسفعلی و مادرش طیبه نام داشت، متاهل و دارای یک فرزند پسر به نام امیر بود ، ایشان تا مقطع دیپلم تحصیل کردند و پس از حضورش در جبهه در 14 بهمن سال 1361 در عملیات والفجر در محل فکه بر اثر اصابت تیر به دست و پا به شهادت رسید، به مناسبت سالروز شهادت این شهید والا مقام وصیت نامه ایشان در سه بخش منتشر شد.

*** بخش دوم  وصیت نامه به شرح ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحيم»

با تقديم سلام به خدمت مولا امام زمان و درود فراوان به رهبر كبير انقلاب امام خميني و درخواست شادي روح شهدا و بهبودي مجروحين و استوار گام بودن امت در راه هدفهاي مقدس خود.

قال حسين(ع): 
«ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فياسيوف خذيني.»

اگر دين محمد جز با كشتن من بر قرار نمي ماند پس اي شمشيرها مرا برگيريد، شهيد به وجه الله نظر مي كند (امام خميني).

خداوندا تو شاهد باش كه من به راهي قدم گذاشته ام كه تو دوست داري و بشارت داده اي به مومنين كه در اين راه گام بردارند و با كافران جهاد كنند تا من از آنها خشنود و راضي گردم.

*** مبادا در فراق من گريه كنيد

پدر و مادر عزيز ضمن قدرداني از زحماتي كه براي من كشيده‌ايد و من نتوانسته ام حتي ذره اي از آنها را جبران كنم به شما بگويم كه راهي كه من رفته ام همان راه انبيا است و از دوري من ناراحت نباشید مبادا در فراق من گريه كنيد كه دشمنان را شاد خواهيد كرد راستي مگر شهادت گريه هم دارد وقتي انسان به مكان بالائي سير مي كند و مراحل كمال را طي مي نمايد بايد برايش شادي نمود نه فغان من در اين جبهه مي جنگم و شما در جبهه داخلي نبرد نمایید و پوزه امپرياليسم جهاني و عوامل داخلي آنها را به خاك بماليم بهوش باشيد مبادا از مسير انقلاب و خط امام منحرف شويد كه ديگر جاي پشيماني نيست چون سودي نخواهد داشت.

و من به اميد روزي هستم كه مرگ سرخ را كه از محراب علي(ع) و شمشير حسين(ع) سرچشمه مي گيرد را در آغوش بگيرم، خواهرانم در مسير گام برداريد كه زينب گام برداشت و رسالتي بدوش بگيريد كه زينب به دوش گرفت به قول شريعتي آنان كه رفتند كاري حسيني كردند و آنان كه ماندند بايد كاري زينبي نمايند و گرنه يزيدي اند.

بر طبق اين كلام شما مي بايست ادامه دهنده راه شهدا باشيد و پيام آنها را به جامعه ابلاغ نمائيد و پيام شهدا ايجاد زمينه براي پياده شدن احكام اسلام و مقاومت در مقابل توطئه هاي جهاني عليه انقلب اسلامي مي باشد و اگر شما نتوانيد اين وظيفه را انجام دهيد و اين رسالت را به پايان رسانيد يقيناً جزء طايفه سوم خواهيد بود و اگر چنين شود ديگر خود مسئول آن خواهيد بود.

*** پسرم! پرچم افتاده پدرش را به دست بگيرد

خداوندا به امت ما نيرویي عطا كن تا بتوانند ادامه دهنده راه شهدا باشند و به وظایف خود عمل نمايند همسرم تو نيز راهت همانند زينب است و وظيفه تو سنگين تر چون ضمن انجام دادن آن وظایف مي‌بايست فرزندمان را نيز تربيت نمایي تربيتي كه وقتي به بلوغ رسيد فرزندمان بايد در مسيري گام بردارد كه پدرش گام برداشت و تو بايد اين را به او بياموزي تا جاي خالي مرا در ميان اين ميدان پر نمايد او نيز بايد مانند سربازان ديگر و سرداران ديگر پرچم افتاده پدرش را به دست بگيرد و راه او را ادامه دهد.

با درخواست حلاليت از شما و همه دوستان و آشنايان همه شما را به خداوند بزرگ مي سپارم، ضمن خداحافظي يادآوري مي نمايم كه جبهه ها و رزمندگان را فراموي نفرمايند و امام را فراموش نكنيد و قدر اين رهبر را بدانيد كه خوب نعمتي است و مبادا كفران تعمت كنيد پس همه با هم و من هم با شما مي خوانيم كه، «خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.»

دوستدار همه شما و ملتمس دعاي شما اسماعيل بلندقامت پور.



مبادا در فراق من گريه كنيد

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ


انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده