همراه با شهدای هفدهم شهریور
شهید پورسیف اله اكثر شب ها دير به خانه مي آمد، هيچ كس نمي دانست او چه مي كند،برای اهل خانه کار را بهانه می کرد و می گفت اضافه کاری بوده ام اما در واقع فرامرز به دنبال پخش اعلامیه و آگاه سازی مردم بود.
اضافه کاری!

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ؛ شهید فرامرز پورســيف اله، دهم تیر 1313 ، در شهرستان اردبیل چشم به جهان گشود. پدرش علي بابا، کشــاورز بود و مــادرش را مروارید می نامیدند. ســواد قرآنی داشت. کارگر بود. سال 1341 ازدواج کرد وصاحب ســه پسر و دو دختر شد. هفدهم شهریور 1357 در تهران توســط عوامل رژیم شاهنشــاهی بر اثر اصابت گلوله به زانو، شهید شــد. مزار او در بهشت زهرای همان شهرستان واقع است.

فقر و مشکلات مالی

شهيد فرامرز پورسيف الهي مرني تا سال چهارم ابتدايي در ده مرنی مشغول تحصيل بود. به علت فقر خانوادگي از ادامه تحصيل بازماند و به ناچار جهت تأمين مخارج زندگي و كمك خرجي براي خانواده خويش، مشغول كار شد. پس از چندي پدر خود را از دست داد و همراه مادر و خواهر و برادر خود به تهران آمد.

مقاوم در برابر زورگویان

در كارخانه سنگ بري مشغول كار شد و با درآمد كمي كه داشت، سرپرستي خانواده را به عهده گرفت. فردي بسيار مذهبي و در امور ديني جدي بود. در مقابل افرادي كه دوست دارند ديگران را زير اعمال خودسرانه خود زير فشار قرار دهند، ايستادگي مي كرد. ابتدای سال 1357 براي او تولدي تازه بود. هميشه سخني از امام و رهبر به زبان داشت ولي اطرافیان ازگفته هاي او سر در نمي آوردند. مي گفت روزي خواهد رسيد كه ما هم بتوانيم راحت زندگي كنيم و نفسي تازه كنيم.

خداحافظی تلخ

اكثر شب ها دير به خانه مي آمد و حرفي نمي زد. هر وقت همسرش از او سئوال مي كرد كجا بودي جواب مي داد اضافه كار بودم. هيچ كس نمي دانست او چه مي كند. تا اينكه آن روز پرشكوه از راه رسيد. صبح روز هفدهم شهريور 1357 آماده شد و با همه خداحافظي كرد. به همسرش گفت شما را به خدا مي سپارم و بچه ها را به شما. اميدوارم هرچه زودتر اين انقلاب پيروز شود و خون شهدا بدون پيام نباشد. پيروزي انقلاب خودش پيام بزرگي است.او نمی دانست قرار است با خون خود این انقلاب را آبیاری کند. فرامرز رفت و ديگر به خانه بازنگشت و شهيد شد.

منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده