سرکه اسارتی

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، صادق مهماندوست راوی کتاب «پرستوی بال شکسته» در بخشی از کتابش آورده است:
از ابتکارات بچهها در اوج محدودیتهای اسارت که میتوان به آن اشاره کرد، درست کردن سرکه بود؟! آن هم با سهمیه محدود چند عددی خرما برای هر نفر و البته درست کردن سرکه هم کار هرکسی نبود و به قولی، به دست هر کس نمیآمد.
و آنهایی که سرکه درست کردن را بلد بودند، مقداری خرما را درون دبه روغن که از بچههای آشپزخانه گرفته میشدبا مقداری آب ریخته و تاریخ میزدند، چون خرماها باید در مدتی مشخص، سرکه شود و اگر مدت زمانش، کمتر یا بیشتر میشد، بجای سرکه، چیز دیگری بدست میآمد که چه بسا مشکل پیدا میکرد، لذا ثبت تاریخ و مدت نگهداری آن مهم بود.
کاربرد سرکه اسارتی هم جهت درست کردن شربت بود بمنظور پذیرایی از دوستانی که به هم سر میزدند تا صله رحم انجام دهند و نحوه درست کردن شربت هم، ترکیب مقداری آب، شکر و کمی سرکه بود تا شربتی خوشمزه درست شود.
ناگفته نماند که همین سرکه هم در مقاطع زیادی از سالهای اسارت، توسط بعثیها ممنوع میشد و آنها چشم دیدن همین سرکه را هم نداشتند و هر جا ظرف و دبه سرکه را میدیدند، آن را دور ریخته و یا با خود میبردند، (لابد جهت مصرف خودشان؟!) لذا بچهها مجبور بودند دبهها را با شیوههای خاصی مخفی کنند تا دست بعثیها نیفتد!.
انتهاب پبام/