«هوایت را دارم»؛ روایت طاها اصحابی از خواب پدر پیش از کنکور
در گفتوگوی پیشرو، طاها اصحابی، رتبه ۸۰ کنکور سراسری تجربی، از مسیر موفقیت خود میگوید؛ مسیری که با یاد پدر شهیدش، توکل به خدا و حمایت خانواده گره خورده است. او با اشاره به تلاش شخصی و حمایت مادرش، از انگیزهای میگوید که پس از خواب یکی از همشهریانش درباره پدر شهیدش در اوج ناامیدی به او رسید. در ادامه گفتوگوی «طاها اصحابی» با نوید شاهد سمنان را میخوانید.
آرامش با تلاوت قرآن
در کنکور امسال توانستم رتبه ۸۰ کنکور سراسری تجربی را کسب کنم. انشاءالله دوست دارم در رشته دندانپزشکی ادامه تحصیل بدهم. پدر من «شهید علی اصحابی» در سال ۱۳۹۴ در سوریه و در منطقه حلب به شهادت رسید و من زمانی که پدر شهید شد، هشت ساله بودم. ایشان همیشه ما را به خواندن قرآن و نماز تشویق میکرد و در همه حال شکرگزار نعمتهای خداوند بود؛ چه داده و چه نداده. مطیع امر رهبر شهیدمان بود. آن زمان فقط یادم است که موقعی از دست کسی ناراحت میشد، مینشست و قرآن میخواند و با تلاوت قرآن آرام میگرفت.
خواب یکی از همشهریان
هم تلاش شخصی و هم خانوادهام یکی از عوامل اصلی موفقیت و این جایگاهم هستند؛ چون از کودکی آرزویم بود که دکتر بشوم و پدرم همیشه مرا «آقای دکتر» صدا میزد و برای رسیدن به آن همیشه بسیار تلاش میکردم. در این راه خانوادهام مرا تنها نگذاشتند و همیشه پشتم بودند. روزهای اول که مشاور گرفتم، زمانهای درس خواندنم طولانی بود و من همیشه ناراحت بودم از اینکه نتوانم برنامه را کامل انجام بدهم. تا دو سه هفته همینطور پیش رفتم و در اوج ناامیدی بودم که یکی از همشهریانم خواب پدر شهیدم را دید. ایشان سفارش کرده بود به پسرم بگویید من هوایش را دارم. همان خواب برای من انگیزهای شد و با توکل به خدا با تمام توانم ادامه دادم و با لطف پروردگار به این موفقیت رسیدم.
موفقیت از نگاه من
من موفقیت را رسیدن به هدفم میدانم؛ اینکه فردی مفید برای جامعه باشم. من با یاد شهدا به این میاندیشم که گاهی باید برای ارزشهای بزرگتر، از آسایش و حتی جان خودم بگذرم. هرچه مطالعه ما بیشتر باشد، سلولهایی که در مغز برای پردازش اطلاعات فعالیت میکنند، فعالتر میشوند و توانایی حل مسائل را در فرد بالا میبرند، مانند تأثیر ورزش برای جسم. از این رو خواندن کتاب، بهویژه کتابهای مربوط به شهدا، برای من ارزش زیادی دارند و به بقیه دوستانم خواندن کتابهای مربوط به شهدا را پیشنهاد میکنم.
نقش مادر
در پایان میخواهم از مادرم تشکر کنم چون ایشان در تمامی دوران تحصیلم از من حمایت کرد و همیشه در دوران سختی و زمانی که از درس خواندن خسته میشدم به من روحیه میداد و اصلاً نگذاشت در این دوران کمبودی احساس کنم. اگر حمایتهای مادرم نبود، شاید به این جایگاه و موفقیت نمیرسیدم.
گفتوگو از حمیدرضا گلهاشم