آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۸۹۳
۱۲:۵۳

۱۴۰۵/۰۸/۰۲

«حسین زینال‌زاده»؛ جوانی که خدمت به مردم را رسالت خود می‌دانست

«حسین زینال‌زاده»، جوانی بود که تحصیل، مسئولیت‌پذیری خانوادگی و فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی و جهادی را در کنار یکدیگر پیش می‌برد. او از دوران کودکی به فکر کمک به دیگران بود و در سال‌های جوانی با حضور در فعالیت‌های مسجدی، کمک به خانواده‌های نیازمند، خدمت به بیماران و امدادرسانی به آسیب‌دیدگان حوادث، این روحیه را ادامه داد. او که آرزو داشت با ادامه تحصیل و ورود به رشته مدیریت دولتی توان بیشتری برای حل مشکلات مردم پیدا کند، در ۲۳ سالگی و در جریان ناآرامی‌های آبان ۱۴۰۱ به شهادت رسید.


 به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، «حسین زینال‌زاده»، فرزند مرحوم محمدرضا زینال‌زاده و زهرا صبور غفوریان، ششم مهرماه ۱۳۷۸ در مشهد متولد شد. او از نوجوانی با حضور در مسجد و فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی، مسیر خدمت به مردم را آغاز کرد و در کنار تحصیل در رشته برق، در فعالیت‌های جهادی، کمک به نیازمندان و خدمت‌رسانی به بیماران و آسیب‌دیدگان نقش فعالی داشت. این جوان مشهدی که دغدغه دین، حل مشکلات مردم و سربازی امام زمان (عج) را در سر می‌پروراند، او ۲۶ آبان‌ماه ۱۴۰۱ در جریان اغتشاشات و زمانی که ۲۳ سال بیشتر نداشت به شهادت رسید و چند ترم مانده به پایان تحصیلات کارشناسی، به آرزویی که بار‌ها با مادرش در میان گذاشته بود، رسید.

«حسین زینال‌زاده»؛ جوانی که خدمت به مردم را رسالت خود می‌دانست

از کودکی در مشهد تا ورود به مسیر خدمت

«حسین زینال‌زاده» در شهر مشهد متولد شد. دوران دبستان را در مدرسه فارابی و دوره راهنمایی را در مدرسه ابوطالب گذراند و سپس با انتخاب رشته برق، وارد هنرستان ابوریحان شد. او پس از پذیرش در مقطع کاردانی دانشگاه بهار، تحصیلات خود را در دانشگاه شهید منتظری برای دریافت مدرک کارشناسی ادامه داد.

«حسین زینال‌زاده» به تحصیل اهمیت زیادی می‌داد و در کنار دانشگاه، دوره‌های مختلفی را نیز پشت سر گذاشت. او مدارک کمک‌های اولیه، هوافضا، الکترونیک و جوجیتسو را دریافت کرده بود و مدرک زبان انگلیسی آیلتس از جهاد دانشگاهی داشت. همچنین مدتی در کمپ غدیر به‌عنوان مترجم مهمانان فعالیت می‌کرد.

او قصد داشت پس از دریافت مدرک کارشناسی، در رشته مدیریت دولتی ادامه تحصیل دهد تا بتواند توانایی بیشتری برای حل مشکلات مردم به دست آورد.

مسجد؛ نقطه آغاز فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی

فعالیت‌های مسجدی «حسین زینال‌زاده» از حدود ۱۸سالگی در مسجد امام حسین (ع)، واقع در محله هنرور ۶ مشهد و پایگاه مقاومت بسیج رسالت، زیر نظر حوزه ابوذر که بعدها عمار نام گرفت، آغاز شد. البته علاقه او به مجالس مذهبی به دوران کودکی بازمی‌گشت؛ زمانی که همراه پدرش در هیئت‌ها شرکت می‌کرد.

به گفته مادرش، حضور در برنامه‌ها و کلاس‌های تفریحی و آموزشی مسجد، زمینه علاقه‌مندی بیشتر «حسین زینال‌زاده» به فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی را فراهم کرد. او به‌تدریج مسئولیت‌های بیشتری پذیرفت و در عرصه‌های فرهنگی، مذهبی و انقلابی فعال شد.

توانایی برقراری ارتباط با دیگران از ویژگی‌های برجسته «حسین زینال‌زاده» بود. او می‌توانست جوانان را به فعالیت‌های مسجد جذب کند و با وجود روابط اجتماعی گسترده، فردی کم‌حرف بود که از سخنان بیهوده پرهیز می‌کرد. برای او، انجام مسئولیت و اثرگذاری بر دیگران اهمیت بیشتری از دیده شدن داشت.

از پول توجیبی کودکی تا خدمت به خانواده‌های نیازمند

روحیه کمک به دیگران از همان دوران کودکی در «حسین زینال‌زاده» شکل گرفته بود. او چند روز پیش از مهمانی‌های خانوادگی، پول توجیبی خود را پس‌انداز می‌کرد تا برای بچه‌ها خوراکی بخرد و آن‌ها را خوشحال کند. این روحیه در بزرگسالی به فعالیت‌های گسترده‌تری در زمینه کمک به نیازمندان تبدیل شد.

«حسین زینال‌زاده» در تهیه بسته‌های معیشتی برای خانواده‌های محروم مشارکت داشت و شب‌های جمعه با همکاری آستان قدس رضوی، در مسیر کمک‌رسانی به نیازمندان حاشیه شهر فعالیت می‌کرد. در ایام عید غدیر نیز طی سه شب پیش و سه شب پس از این مناسبت، در تهیه و توزیع غذای نیازمندان حضور داشت.

او برای شناسایی خانواده‌های محروم و تأمین نیازهایشان تلاش می‌کرد و بارها پیش می‌آمد که هنگام صرف غذا، با دریافت تماس برای کمک، سفره را ترک کند و به سراغ حل مشکل دیگران برود.

جهاد در میدان حوادث و خدمت‌رسانی به مردم

فعالیت‌های جهادی «حسین زینال‌زاده» به محله و مسجد محدود نبود. او در جریان سیل لرستان و همچنین در فعالیت‌های مرتبط با کمک به زلزله‌زدگان حضور داشت و برای خدمت‌رسانی به آسیب‌دیدگان تلاش کرد.

در دوران کرونا، فعالیت‌های او گسترده‌تر شد. همکاری با آستان قدس رضوی در تهیه و توزیع آبمیوه برای بیماران کرونایی، اسکان همراهان بیماران بستری، تأمین غذای گرم با کمک خیران، تهیه ماسک و شیلد و محلول ضدعفونی و ضدعفونی کردن معابر شهری، بخشی از اقدامات آن دوره بود.

«حسین زینال‌زاده» با وجود شرکت در کلاس‌های آنلاین دانشگاه، مسئولیت‌های اجرایی خود را نیز دنبال می‌کرد. او با استفاده از مدرک کمک‌های اولیه، حدود سه ماه مسئولیت مدیریت مرکز واکسیناسیون ملل را بر عهده داشت.

فعالیت‌های او در بسیج دانشجویی نیز قابل توجه بود. «حسین زینال‌زاده» در سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ جانشین فرمانده بسیج دانشگاه‌های غیرانتفاعی مشهد بود و مسئولیت فرماندهی حوزه بسیج دانشجویی خیابان کوهسنگی مشهد را نیز بر عهده داشت. بخشی از فعالیت‌های آن دوره در قالب کلیپی توسط صداوسیما به تصویر کشیده شد.

«حسین زینال‌زاده»؛ جوانی که خدمت به مردم را رسالت خود می‌دانست

تکیه‌گاه مادر و برادر پس از فقدان پدر

«حسین زینال‌زاده» در کنار فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی، مسئولیت‌های خانوادگی خود را نیز جدی می‌گرفت. او در کودکی پدرش، محمدرضا زینال‌زاده، را بر اثر ابتلا به سرطان خون از دست داد و پس از آن، در کنار مادرش، نقش مهمی در مراقبت از برادر کوچک‌ترش، سبحان، ایفا کرد.

مادرش از روزهای دشوار بیماری همسرش و رفت‌وآمدهای مکرر به بیمارستان یاد می‌کند. «حسین زینال‌زاده» در آن دوران تلاش می‌کرد با نگهداری از برادرش و کمک به مادر، بخشی از مشکلات خانواده را برطرف کند. حتی زمانی که بر اثر تصادف با دوچرخه آسیب دید، موضوع را از مادرش پنهان کرد تا او نگران نشود.

به روایت مادر، «حسین زینال‌زاده» در برابر دیگران کمتر از غم‌ها و مشکلاتش سخن می‌گفت. او حتی در مراسم تشییع پدرش گریه نکرد، اما دلتنگی‌هایش در خلوت و مجالس عزاداری آشکار می‌شد.

روضه‌های اهل‌بیت؛ پناهگاه دلتنگی‌ها

علاقه «حسین زینال‌زاده» به مجالس عزاداری و روضه‌های اهل‌بیت (ع) از کودکی شکل گرفته بود. او بیش از همه به روضه‌های امام حسین (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) علاقه داشت و شرکت در هیئت‌ها و مراسم مذهبی، از اولویت هایش به شمار می‌رفت.

مادر و دوستانش روایت می‌کنند که گاهی «حسین زینال‌زاده» پس از حضور در هیئت، بر اثر گریه زیاد احساس ضعف می‌کرد. او فردی تودار بود و ترجیح می‌داد اندوه خود را در مجالس روضه بیان کند.

پایبندی مذهبی او تنها به حضور در هیئت‌ها محدود نمی‌شد. «حسین زینال‌زاده» پیش از رسیدن به سن تکلیف روزه می‌گرفت و در سال‌های بعد نیز گاهی در ماه‌های رجب و شعبان روزه‌داری می‌کرد. در کنار این رفتارهای فردی، می‌کوشید دوستانش را نیز با معارف اهل‌بیت (ع) آشنا کند و دورهمی‌های دوستانه را فرصتی برای گفت‌وگو و هدایت آنان می‌دانست.

آرزوی شهادت؛ دعایی که بارها تکرار شد

به گفته مادر «حسین زینال‌زاده»، در ماه‌های منتهی به شهادتش، رفتار او تغییر کرده بود. بیشتر وقت خود را صرف فعالیت‌های بیرون از خانه می‌کرد و دوستانش نیز پس از شهادتش به خانواده گفتند که بارها هنگام خداحافظی از آن‌ها خواسته بود برای شهادتش دعا کنند.

مادرش روایت می‌کند که «حسین زینال‌زاده» دو بار، یک مرتبه ۱۰ شب قبل از شهادتش و یک مرتبه سه شب قبل از شهادتش از او خواسته بود برای شهادتش دعا کند. وقتی مادر از شنیدن این حرف‌ها نگران می‌شد، او به مادرش می‌گفت: «مامان، اگر من برم، شما خیلی راحت می‌تونی تو خیابون با این چادرت قدم بزنی. ما باید بریم که شما امنیت داشته باشید.»

او در یکی از روز‌های پیش از شهادت، ساعت هفت صبح به خانه آمد. مادرش خواست زخم دستش را ببندد، اما «حسین زینال‌زاده» اجازه نداد و از او خواست دعا کند که مرگش در مسیر شهادت رقم بخورد. سپس جمله‌ای گفت که مادرش بعد‌ها معنای آن را بهتر درک کرد: «من اگر برم، می‌تونم یک نسل رو نجات بدم.»

آخرین روز؛ تولدی که به وداع انجامید

«حسین زینال‌زاده» در جریان ناآرامی‌های آبان ۱۴۰۱ و در ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، در ۲۳ سالگی به شهادت رسید. او در آن زمان، در آستانه پایان تحصیلات کارشناسی بود و تنها چند ترم تا دریافت مدرکش فاصله داشت.

مادرش روایت می‌کند که حدود یک تا دو هفته پیش از شهادت، برای خرید لباس تولد «حسین زینال‌زاده» به بازار رفتند. پس از بازگشت به خانه، ساعتی بعد با او تماس گرفته شد و او برای حضور در محل ناآرامی‌ها از خانه خارج شد. لباس‌هایی که برای تولدش خریده بودند، همان لباس‌هایی بود که روز شهادت به تن داشت.

در این حادثه، «حسین زینال‌زاده» و دوست قدیمی‌اش دانیال که از دوران کودکی در کنار یکدیگر بزرگ شده بودند، جان خود را از دست دادند. بنا بر روایت خانواده، «حسین زینال‌زاده» هنگام حمله مهاجم برای دفاع از دانیال در برابر او ایستاد و خود نیز هدف ضربات چاقو قرار گرفت.

مادر «حسین زینال‌زاده» همچنین از خاطره‌ای در مراسم تشییع شهید حسن براتی یاد می‌کند؛ دو روز پیش از شهادت او، «حسین زینال‌زاده» و دانیال به دوستانشان گفته بودند که شهید بعدی آن‌ها هستند و از دوستانشان خواسته بودند عکسی از آن دو بگیرند تا روی حجله‌هایشان قرار دهند. همان عکس پس از شهادتشان روی حجله‌های آن‌ها گذاشته شد.

«حسین زینال‌زاده»؛ جوانی که خدمت به مردم را رسالت خود می‌دانست

آخرین پیام؛ «یاعلی»ای که این بار نرسید

مادر «حسین زینال‌زاده» از عادت ساده‌ای یاد می‌کند که برایش آرامش‌بخش بود؛ هر وقت فرزندش به دلیل مشغله نمی‌توانست پاسخ تماس او را بدهد، با فرستادن یک پیام کوتاه «یاعلی»، خیال مادر را راحت می‌کرد. اما روز شهادت، خبری از آن پیام همیشگی نبود؛ سکوتی که بعدها معنای تلخ‌تری پیدا کرد.

پس از شهادت «حسین زینال‌زاده»، مادرش برای دیدن پیکر فرزندش به بیمارستان رفت، اما نتوانست همان روز او را ببیند. در میان تلخی آن لحظات، به امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) متوسل شد تا آرامشی برای تحمل داغ فرزندش بیابد. با این حال، یاد و خاطره «حسین زینال‌زاده» در جزئیات ساده زندگی همچنان برایش زنده بود؛ تا آنجا که روز شهادت فرزندش، با خرید شکلات می‌خواست به او تبریک بگوید؛ زیرا باور داشت «حسین» با خلوص نیت در مسیر آرزویش قدم برداشته بود.

زندگی «حسین زینال‌زاده»، روایت جوانی است که تحصیل، مسئولیت خانوادگی، فعالیت‌های مذهبی و خدمت اجتماعی را در کنار یکدیگر پیش می‌برد. او از کودکی به فکر خوشحال کردن دیگران بود و در بزرگسالی، این روحیه را در قالب کمک به خانواده‌های نیازمند، خدمت به بیماران و حضور در فعالیت‌های جهادی ادامه داد. آرزویش این بود که با ادامه تحصیل و ورود به مدیریت دولتی، توانایی بیشتری برای حل مشکلات مردم به دست آورد.

«حسین زینال‌زاده» در ۲۳ سالگی به شهادت رسید، اما خاطره مهربانی، مسئولیت‌پذیری، علاقه به اهل‌بیت (ع) و تلاش او برای گره‌گشایی از مشکلات مردم، در روایت مادر و دوستانش باقی مانده است؛ جوانی که خدمت به دیگران را بخشی از رسالت زندگی خود می‌دانست.

انتهای پیام/

 

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه