ای همسرم! در طول این مدت من نتوانستم دین خود را به شما ادا کنم. این شاءلله که من را ببخشید و از من بگذرید و از شهادت من ناراحت نشوید، که ما همه امانت خداوند در این دنیا هستیم و سعادت ما این بود که در این راه باشیم.
مرتضی سرهنگی در نشست تخصصی بانوان در عرصه ادبیات پایداری تشریح
نشست بانوان در عرصه ادبیات پایداری با حضور مرتضی سرهنگی و فاطمه بهبودی به همت انجمن روزنامهنگاران دفاع مقدس در بیست و سومین نمایشگاه بینالمللی برگزار شد.
روبه روی عکس حسین آقا نشسته ام و به خواب شب گذشته ام فکر می کنم:
حسین آقا لباس دامادی اش را پوشیده بود. همراه با سیدی بزرگوار، در سرزمین وسیع و سرسبزی بود که کوه های مرتفع داشت.
برج 6 سال 1365 گردان ما- صاحب الزمان (عج) – در منطقه «شط علی» مستقر بود. واژه ی «شهردار»، آشنای بر و بچه های جبهه است. شهردار چادر ما پیرمردی بود به اسم «سیدمحمد حسینی» شصت سالی سن داشت.