ادبیات پایداری - صفحه 7

آخرین اخبار:
ادبیات پایداری
بیست و چهارم دی ماه سال 1360

روزی که حاج احمد متوسلیان با کردستان وداع کرد

پس از کسب موفقیت های پی در پی حاج احمد و یارانش در غرب، محسن رضایی از او خواست تا تیپی را در جنوب تشکیل دهد.
شهید ممقانی به روایت همسر شهید

ان شاءالله همسرم روز قیامت شفیعمان باشد

ای همسرم! در طول این مدت من نتوانستم دین خود را به شما ادا کنم. این شاءلله که من را ببخشید و از من بگذرید و از شهادت من ناراحت نشوید، که ما همه امانت خداوند در این دنیا هستیم و سعادت ما این بود که در این راه باشیم.
مرتضی سرهنگی در نشست تخصصی بانوان در عرصه ادبیات پایداری تشریح

۳۶ هزار شهید دانش‌آموز ارتباط مستقیم با چگونگی حمایت زنان از جنگ دارد

نشست بانوان در عرصه ادبیات پایداری با حضور مرتضی سرهنگی و فاطمه بهبودی به همت انجمن روزنامه‌نگاران دفاع مقدس در بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی برگزار شد.
شهید حسین املاکی به روایت همسر شهید

بوی انتظار بیست و هفت ساله را به امید برگشت حسین تنفس می کنم

روبه روی عکس حسین آقا نشسته ام و به خواب شب گذشته ام فکر می کنم: حسین آقا لباس دامادی اش را پوشیده بود. همراه با سیدی بزرگوار، در سرزمین وسیع و سرسبزی بود که کوه های مرتفع داشت.
قاضی میرسعید به روایت همسر

هستی، همیشه، همه جا....

ما پنج نفر هستیم. یک ماه پس از رفتن تو. آمدیم اصفهان برای جمع و جورکردن زندگی از دست رفته، آخرهای سال است. تمام اصفهان پر از برف است.

تقدیم به یازدهمین آفتاب ولایت؛ خورشید ولایت

ای کوه بلند استقامت / خورشید ولایت وکرامت/ بعد از دهمین ولی تو بودی/ بر مسند عرشی امامت

تقدیم به دهمین آفتاب ولایت؛ هادی راه عشق

دهمین آفتاب مشرق وجود / سر زد از بحر بیکران وجود

تقدیم به نهمین خورشید ولایت؛ ولایت عشق

نهمین کوکب ولایت عشق/ آمد از مرز بی نهایت عشق

تقدیم به هشتمین آفتاب ولایت؛ میلاد گل

میلاد گل به فصل بهاران خجسته باد / آواز دلنواز هزاران خجسته باد

تقدیم به هفتمین آفتاب ولایت؛ همفتمین آفتاب

هفتمین آفتاب دانایی / سرزدار مشرق شکوفایی

تقدیم به ششمین خورشید ولایت؛ صبح صادق

صبح صادق دمیده و نور آورد / نوری از سرزمین طور آورد

تقدیم به پنجمین آفتاب ولایت؛ پنجمین آفتاب

پنجمین آفتاب روحانی / جلوگاه علوم قرآنی

تقدیم به چهارمین آفتاب ولایت؛ صحیفه محرم

ای ناب ترین قصیدۀ غم / سجاد صحیفه محرم

تقدیم به سید شهیدان عالم سومین خورشید ولایت؛ میدان عطش

آنچه در سوگ تو ای پاکتر از پاک گذشت نتوان گفت که هر لحظه چه غمناک گذشت

تقدیم به دومین آفتاب ولایت؛ کیمیای عشق

زمان سنگین و خونین دل سحر بود زمین با ظلمت خود همسفر بود

تقدیم به به بانوی آب اولین شهید حریم ولایت؛ کوثرنور

بخوان که روضۀ غم گل کند به بوی فدک/ هزار بغض نهان است است در گلوی فدک

تقدیم به آخرین پیام آور توحید؛ ختم رسل

ای بارقۀ پاکی مهز ار تو شکوفا شد تو معنی لولا کی هستی ز تو پیدا شد

برای آسمانی ترین کتاب عشق قرآن کریم؛ نور علی نور

ای نور علی نور علی نور علی نور آئینه در آئینه شد آیات تو منشور
نگاهی بر خاطرات شهید لشکرخلبان علیرضا یاسینی

فرمانده ی رئوف

زمستان بود و هوا سرد، صبح زود از منزل بیرون آمدم و عازم محل کار شدم، هوا چنان سرد بود که اگر لباس گرم نمی پوشیدی، سرما تا مغز استخوان نفوذ می کرد.

خاطرات پرتقالی (26)؛ نقشه برای خوراکی های رنگ و وارنگ

برج 6 سال 1365 گردان ما- صاحب الزمان (عج) – در منطقه «شط علی» مستقر بود. واژه ی «شهردار»، آشنای بر و بچه های جبهه است. شهردار چادر ما پیرمردی بود به اسم «سیدمحمد حسینی» شصت سالی سن داشت.
طراحی و تولید: ایران سامانه